حسين علوى مهر

163

روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )

8 . عقل به معناى وسيلهء درك و فهم مطالب . منظور ابزارى است كه با آن ، مطالبى را با مطالعهء كتاب‌ها يا آموختن از استاد مىفهمد . شايد اين دو معنا بر تعريف فكر نيز منطبق باشد ، چنان كه در علم منطق گفته‌اند : فكر : ترتيب امور معلوم ، براى رسيدن به مجهول است . 9 . حكم قطعى نظرى ( بين موضوع و محمول ) در يك قضيه ؛ مانند حكم عقل به امتناع اجتماع نقيضين يا ضدين ، قبح ظلم و . . . . « 1 » 10 . استفاده و استمداد از قرائن مورد قبول همهء خردمندان . « 2 » 11 . عقل عبارت است از : حكم نظرى به ملازمه بين يك حكم عقلى و حكم عقلى ديگر ، يا ملازمهء بين حكم عقلى و حكم شرعى . توضيح اين كه براى رسيدن به هر حكمى نياز به مقدماتى است و حدّاقل آن دو مقدمه است ( كه تشكيل دهندهء قياس منطقى است ) . اين دو مقدمه در مسائل عقلى ، دو شكل براى آن قابل تصور است : الف . هر دو مقدمه عقلى باشد . مانند : « العدل يحسن فعله عقلا » و « كل ما يحسن فعله عقلا يحسن فعله شرعا » . مقدمهء نخست ( صغرى ) عقلى محض و از قضاياى مشهوره و آراء محموده است ( كه در علم كلام درباره آن بحث مىشود ) و مقدمهء دوم ( كبرى ) نيز عقلى و مضمون آن ملازمه بين حكم عقل و حكم شرع است . چنان كه گويند : « كلّما حكم به العقل ، حكم به الشرع » كه اين از مباحث ملازمات عقلى در علم « اصول فقه » است . نتيجهء اين دو مقدمه چنين است : « العدل يحسن فعله شرعا » . اين قسم را در علم اصول « مستقلات عقليه » نام نهاده‌اند . ب . يكى از دو مقدمه عقلى و ديگرى شرعى باشد . مقدمهء شرعى ؛ مانند : حكم شرع به وجوب حج براى مستطيع . چنان كه خداوند فرموده است : « و للّه على النّاس حجّ البيت من استطاع اليه سبيلا » . ( من استطاع اليه سبيلا ) مقدمهء عقلى : حكم عقل به وجوب مقدمه ؛ يعنى طى مسافت براى رسيدن به مكه .

--> ( 1 ) ر . ك : مظفر ، اصول الفقه ، ج 1 / 189 . ( 2 ) ر . ك : آية اللّه مكارم ، تفسير به رأى / 38 .