حسين علوى مهر

143

روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )

ستاره‌اند ، زحل ، مشترى ، مريخ ، زهره و عطارد . » ديدگاه اقوى و مشهور ميان مفسران نيز همين ديدگاه است . اين پنج ستاره را « نجوم متحيره » نيز مىنامند و اين نام به اين جهت است كه اينها روى خط مستقيمى حركت نمىكنند ، به خلاف ديگر سيارات كه مانند دانه‌هاى مرواريد به هم پيوسته بر روى يك خط مستقيم با فاصله‌هاى معينى حركت مىكنند . تنها اين پنج ستاره از اين قانون كلى مستثنا هستند . مرحوم طبرسى در تفسير اين آيه مىنويسد : يخنس بالنهار و تبدو بالليل ، الجوارى تجرى لافلاكها و الكنس تتوارى فى بروجها . « 6 » در روز پنهان و در شب آشكار مىشود ، و جوارى ، سياراتى هستند كه در مدار خود حركت مىكنند ، و كنّس پنهان شدن در برج‌هاى خودشان است . علامه طباطبايى قدّس سرّه در الميزان مىگويد : اشد مناسبة و اوضح انطباقا على ما ذكر من الصفات المقسم بها : الخنوس و الجرى و الكنوس و هى السيارات الخمس المتحيرة : زحل و المشترى و المرّيخ و الزهره و عطارد . فانّ لها فى حركاتها على ما تشاهد استقامة و رجعة و اقامة فهى تسير و تجرى . . . « 7 » مناسب‌ترين و منطبق‌ترين ديدگاه با صفات ياد شده در آيه ، همان سيارات متحيره ؛ يعنى زحل ، مشترى ، مريخ ، زهره و عطارد مىباشند . زيرا داراى استقامت و بازگشت هستند ؛ يعنى جريان دارند . 8 . تفسير به تاريخ استفادهء ائمه عليهم السّلام از تاريخ نيز فراگير بوده و از سرگذشت پيشينيان براى توضيح تبيين آيات قرآن بهره‌گرفته‌اند ، كه در هر بخش به آن اشارت مىگردد :

--> ( 6 ) همان . ( 7 ) الميزان ، ج 20 / 217 .