حسين علوى مهر

139

روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )

اول . تصريح به قوانين عقلى . دوم . بيان مطالب برخاسته از قوانين عقلى ( مستلزمات عقلى ) . تصريح به قوانين عقلى منظور از قوانين عقلى ، بيان قوانينى ؛ مانند محال بودن اجتماع ضدين و نقيضين ، قانون عليت ، حدوث و قدم ، صفات واجب الوجود ، تفاوت داشتن ويژگىهاى واجب الوجود با ممكن الوجود و . . . مىباشد . در اين جا به دو نمونه از اين نوع بسنده مىشود : الف . امام حسن عسكرى عليه السّلام براى تبيين « جدال احسن » از امام صادق عليه السّلام و او هم از پدرانش از على عليه السّلام نقل مىكند كه روزى نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوديم و پيروان اديان ، يهود ، نصارى ، دهريون ، ثنويون و مشركان عرب آن جا بودند . . . ، حضرت با تك تك آنها از جمله و ثنويون ( دوگانه پرستان ) كه مىگويند : نور و ظلمت دو مدبّر هستىاند سخن گفت . فقال : و انتم فما الذى دعاكم الى ما قلتموه من هذا ؟ ؛ چه چيز باعث شد تا قائل به دو خدا شويد ؟ قالوا : لانّا وجدنا العالم صنفين ؛ خيرا و شرا و وجدنا الخير ضدّا للشّرّ فانكرنا ان يكون فاعل واحد يفعل الشى و ضدّه ، بل لكل واحد منهما فاعل ، الا ترى انّ الثلج محال ان يسخن كما انّ النار محال ان تبرد ؛ گفتند : زيرا ما ديديم هستى دو صنف است ؛ يكى خير و ديگرى شر و فهميديم كه خير ، ضدّ شرّ است . در نتيجه يك فاعل نمىتواند هم فعلى را و هم ضدّش را انجام دهد ، مگر نمىبينى كه در يك زمان ، برف نمىتواند گرم باشد و آتش نيز در همان زمان كه گرم است نمىتواند سرد باشد . فاثبتنا لذلك صانعين قديمين ، ظلمة و نورا . و چون ديده‌اند كه فاعل خير نمىتواند در همان حال فاعل شر باشد . بنابراين معتقد به دو خدا شده‌اند ؛ يكى ظلمت ( خداى شر ) و ديگرى نور ( خداى خير ) . فقال لهم رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : افلستم قد وجدتم سوادا و بياضا و حمرة و صفرة و خضرة و زرقة « 1 »

--> ( 1 ) الزّرقة : لون كلون السماء .