صبحي الصالح ( مترجم : محمد مجتهد شبسترى )

98

مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى )

از وضع فطرى ، به تجاوز و تعدى تشبيه شده است . مثال سوم ما مربوط مىشود به جنبه‌هاى روحى انسان . در اين زمينه گوئى قرآن روح هر انسان را به تنهائى مخاطب خود قرار داده و همهء اسرار و زواياى پنهان آن را در مد نظر آورده است . آنچه در اين زمينه ميگوئيم فقط يك مثال مىباشد از موارد متعدد بيشمار . خداوند اصحاب نخستين پيامبر را به تحمل انواع سختيها مكلف فرمود و آنان با اختيار و انتخاب خود همهء اين سختيها را متحمل شدند ولى در يكى از آيات كار را چنان بر آنها سخت گرفت كه فوق طاقت توانائى آنها بود بطوريكه آنها از هراس اين سختگيرى واقعا به زانو درآمدند و اين موقعى بود كه خداوند فرمود : وَ إِنْ تُبْدُوا ما فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ ( البقره : 284 ) آنچه را كه در نفس‌هاى شما است چه آشكار كنيد ( در مقام عمل آوريد ) و چه پنهان سازيد . خدا به علت آن از شما حساب‌كشى خواهد كرد . پس از نزول اين آيه مسلمانان به شگفت آمدند كه خدا چگونه به علت آنچه در دل آنها خطور كرده ولى به مقام عمل نيامده ، آنها را مؤاخذه خواهد فرمود . پيش پيامبر آمدند و گفتند : « خداوند اين آيه را بر تو نازل كرده ولى ما طاقت تحمل آن را نداريم . » پس از اين شكايت ، وحى ديگرى مبنى بر تخفيف و آسان كردن كار نازل شد و اين اصل نرمش و عطوفت را آورد كه : لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ ( البقره : 286 ) خداوند هيچ نفسى را جز به اندازهء توانائىاش تكليف نميكند ( به همين جهت انسان ) هر كار ( نيكى ) انجام دهد براى خود انجام داده و هر كار ( بدى ) كند به زيان خود كرده است » 31 . پس از همهء اين مطالب ، بايد بگويم همانطور كه تصوير خاصى كه وحى از شخص پيامبر داده دليل اين مىباشد كه وى در ادعاى نبوت ، صادق بوده