صبحي الصالح ( مترجم : محمد مجتهد شبسترى )
75
مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى )
غزوه تبوك به منافقان اجازه داد كه در جهاد شركت نكنند و اين اجازه دادن خلاف مصلحت بود و بدانجهت پيامبر از طرف خداوند مورد مؤاخذه قرار گرفت ، و همچنين فدا گرفتن از اسراى بدر كار درستى نبود و پيامبر در آيه 68 سوره انفال بر اثر اين عمل مورد مؤاخذه گرفت . و همينطور اعراض پيامبر از ام مكتوم نابينا در جلسهاى كه اعيان و اشراف قريش حضور داشتند كار ناروائى بود و خداوند در سوره الاعمى پيامبر را از آن بر حذر داشت و وى را مورد عتاب قرار داد . مؤلف كتاب در اينجا به نظر تفسير المنار نيز اشاره نموده است چون صاحب تفسير المنار نيز معتقد است كه همه اين مسائل مربوط به امور اجتهادى شخص پيامبر اكرم بوده و مربوط به دريافت وحى و يا ابلاغ آن و يا اجتناب از معصيت نميشده و خطا و اشتباه پيامبران در اين قبيل موارد امرى ممكن است و اين آيات هم دلالت دارد كه چنين چيزهائى واقع ميشده است ولى خداوند تعالى كه همواره مراقب پيامبرش بوده اين تخلفات و خطاها را حتى به صورت مؤاخذه و عتاب تذكر ميداده و پيامبر را بر آنچه خير و صواب بوده هدايت ميفرموده است . همانطور كه گفتيم اكثر علماى شيعه اين مطلب را قبول ندارند و اين آيات را بگونهاى ديگر تفسير مىكنند ، مثلا مرحوم علامه طباطبائى در تفسير گرانقدر الميزان در ذيل هر كدام از اين آيات بيان بديعى دارد و آيات را بگونهاى تفسير مىكند كه بنا بر آن ، سخن مؤلف كتاب و صاحب المنار بىپايه و سست به نظر ميرسد . آنچه علامه طباطبائى در تفسير آيات مزبور آورده بطور اختصار اينست كه مراد از « ذنوب پيامبر » كه در آيهء دوم سوره الفتح آمده آن قسمت از اعمال پيامبر اكرم است كه در نظر مشركان و كفار ناروا بوده است گر چه اين اعمال واقعا ناروا نبوده است . مسلما همه تلاشها و اقدامات پيامبر در راه اعلاء