صبحي الصالح ( مترجم : محمد مجتهد شبسترى )
63
مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى )
كرده است . برخى ديگر گفتند اين شخص « ورقة بن نوفل » از علماى مسيحيت و از نزديكان حضرت خديجه بوده كه پيامبر او را پس از اولين نزول وحى در مكه ملاقات كرده است . آنچه دربارهء اين ملاقاتها از نظر تاريخى قابل قبول مىباشد اينست كه پيامبر يك بار در نه سالگى يا دوازده سالگى به اتفاق عمويش ابو طالب « بحيرا » را ملاقات كرده و در اين ديدار ، اين راهب به ابو طالب گفته : « اين برادرزادهء تو در آينده شأن و منزلت عظيمى خواهد داشت » . ملاقات با « ورقة - بن نوفل » نيز موقعى اتفاق افتاد كه وى داستان نزول فرشته را در غار حرا براى خديجه تعريف كرد و او محمد را برداشت و پيش ورقه كه مردى پير بود برد و به او گفت : اى پسر عمو ! از پسر برادرت بشنو كه چه مىگويد . ورقه به محمد گفت اى پسر برادرم ، حادثه چيست ؟ رسول خدا آنچه را ديده بود براى وى تعريف كرد و ورقه پس از شنيدن مطالب به وى گفت : اين همان « ناموس وحى الهى است كه خداوند بر موسى نازل كرده بود . مدت كوتاهى پس از اين ديدار نيز « ورقه » درگذشت 42 . در سستى اين پندار كه پيامبر قرآن را ازين دو نفر فرا گرفته همين كافى است كه وى هيچيك ازين دو نفر را به طور سرى ملاقات نكرده و در ديدار اول ، ابو طالب و در ديدار دوم ، خديجه او را همراهى مىكردهاند . چگونه ممكن بود كه پيامبر اينهمه حقايق غيبى و تاريخى را در اين ملاقاتها بدست آورد . پارهاى از خاورشناسان روى اين نكته كه يهود و نصارى در مكه ، جمعيت زيادى را تشكيل مىدادند ، مطالب مبالغه آميز زيادى گفتهاند . ما نيازى به رد اين مطالب در اينجا نمىبينيم زيرا خاورشناسان منصف ديگرى جواب اين پندارهاى غلط را دادهاند و تأكيد كردهاند كه چون ثابت نشده كه پيامبر با علماى يهود و نصارى ، ملاقاتها و روابطى داشته ، اصولا بحث در اين گونه مطالب دور از عقل مىباشد .