صبحي الصالح ( مترجم : محمد مجتهد شبسترى )

44

مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى )

پروردگار قادر و قهارش و در برابر نيروى بىنهايت و اراده‌اى كه مقهور هيچ عاملى نمىگردد ، خاضع و مطيع ايستاده است . مىفهميم كه او در جريان پذيرفتن وحى به جدائى ميان ذات فرمان گيرنده خود و ذات خداوند فرمان دهنده آگاهى كامل داشت و همچنين با آگاهى كامل ، ميان وحى كه بر او نازل مىشد و حديث‌هائى كه با الهام الهى ولى تعبيرات انسانى خودش آنها را بيان مىكرد ، با وضوح فرق مىگذاشت . ممكن نبود كه خاطرات و افكار انسانى محض كه در درون او پديد مىآمد با كلام خداوند مخلوط گردد و به همين علت در اوايل نزول وحى ، از تدوين گفتارهاى مربوط به خودش منع مىكرد . 21 ولى هر وقت آيه‌اى يا قسمتى از آن نازل مىشود فورا دستور كتابت آن را مىداد تا قرآن الهى و غيبى ، با چيزى كه اين صفت را ندارد مخلوط نشود 22 . شايد در نظر پاره‌اى از اهل تحقيق ، مسأله ديگرى كه قبلا آن را يادآور شديم ، از همه آنچه اينجا گفتيم مهمتر باشد و آن اين بود كه قرآن ، پيامبر را از فشار آوردن بر حافظه‌اش براى محفوظ نگاه داشتن قرآن نهى نموده و براى او درين كار اراده و اختيارى قايل نشده است . اين حقيقت ما را ملزم به اين اعتقاد مىكند كه پديدهء وحى از ذات پيامبر و نيروهاى نفسانى او ناشى نگرديده و اين پديده آنچنان مستقل بوده كه نه كوشش پيامبر ، بلكه عنايت خداوند ضامن درست دريافت شدن و نگاهدارى آن در حافظهء پيامبر بوده است 23 با وجود همهء اين حقايق ، ترديدى در اين نمىماند كه پيامبر به تفاوت فاحش ميان شخصيت پذيرنده خود و ذات باريتعالى كه معطى وحى بود ، آگاهى و هشيارى كامل داشته است . يك نكته اساسى ديگر اين است كه منشىهاى پيامبر ، آن قسمت از احاديث او را كه مضمون آنها از وحى بود ( احاديث توقيفى ) گر چه از لحاظ معنى و تفسير ارتباط شديد با قرآن داشتند ، در نوشتن ، از قرآن جدا كرده‌اند زيرا الفاظ و سبك بيان اين احاديث مربوط به خود پيامبر بود و تفاوت ميان آن