صبحي الصالح ( مترجم : محمد مجتهد شبسترى )
34
مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى )
و دروغگو بودهاند . ما معتقديم براى اينكه استعمال نابجاى كلمات ، ما را دچار اشتباهات بنيادى نكند ، بايد در تبيين پديدهء وحى ، واژهء كشف و مشابهات آن را مانند الهام ، حدس باطنى ، شعور درونى ، شعور ناخودآگاه ، كنار بگذاريم . گر چه اين يك درد است كه جوانان تحصيلكردهء ما با تقليد غلط از بيگانگان ، با اين الفاظ ترنم مىكنند و كوشش دارند كه با اين قبيل الفاظ ، پديده وحى انبياء و خاتم آنها يعنى پيامبر اسلام را به سادگى عجيبى تفسير و تبيين كنند . ما مىتوانيم ادعاى « كشف » را به آسانى از هر مدعى بپذيريم ولى ادعاى « وحى » را هر چه هم مدعى آن اصرار كند نمىتوانيم به آسانى قبول كنيم ، زيرا وحى يك پديده غير عادى است كه ثبوت آن مقدمات خاص خودش را لازم دارد ، بعلاوه تعبير « كشف » يك معناى كاملا مشخص و روشن ندارد ، زيرا آنچه به كشف نسبت داده مىشود غالبا نتيجهء جهد و كوشش فراوان در مورد يك موضوع ، يا اثر رياضت روحانى و يا نتيجهء يك رشته تفكرات طولانى دربارهء يك موضوع مىباشد ، و عاقبت نيز آنچه از اين راهها بدست مىآيد ، در نفس انسان يقين صد در صد و حتى شبه صد در صد نيز بوجود نمىآورد و همواره كشف به صورت يك پديدهء مربوط به « خويشتن » شخص كاشف باقى ميماند و به صورت يك « حقيقت » كه بيرون از كاشف و از يك مبداء برتر و والاتر گرفته شده است در نمىآيد . كشف عارفان همانند الهام و اصلين به حق ، دريافتى درونى است كه نفس در مرحلهاى پائينتر از « يقين » به آن آگاهى پيدا مىكند و با آن هماهنگ مىشود بدون اينكه مبداء حقيقى اين آگاهى را دريابد . 7 و به همين جهت ، حاصل ذوق متذوقها و همچنين حاصل حالات وجد نيز در همين پوشش كشف قرار مىگيرد و حتى مىتوان گفت كه افسانهء خدايان شعر نزد يونانيان و افسانهء شياطين شعر نزد اعراب جاهليت نيز به همين مسأله مربوط مىشود .