صبحي الصالح ( مترجم : محمد مجتهد شبسترى )

32

مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى )

مكلف مىدارد كه ايات كتب الهى را به پيامبران برساند مانند اين آيه : فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى ( النجم 10 ) پس وحى كرد به بنده‌اش آنچه را كه او وحى كرد . كه مراد اين است كه خداوند به فرشتهء امين وحى « جبرئيل » كه بندهء خدا است وحى فرمود آنچه را كه جبرئيل به محمد خاتم پيامبران وحى نمود . و به اين ترتيب مدلول وحى در اين آيه ، شبيه مدلول « تنزيل » در اين آيه مىباشد كه : وَ إِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعالَمِينَ ، نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ . ( الشعراء - 192 - 195 ) اين قرآن از جانب پروردگار عالم نازل گرديده ، جبرئيل روح الامين آن را آورده و بر قلب تو رسانده تا ( با ابلاغ آن به مردم ) آن‌ها را انذار كنى . وحى به فرشته و وحى به پيامبر ، حقيقت واحدى را مىرسانند و تنها تفاوت در اين است كه در اولى فرشته مكلف مىشود كه وحى را بپذيرد و با امانت كامل آن را به پيامبر منتقل سازد و در دومى پيامبر مكلف مىشود كه آن را بپذيرد و محفوظ نگاه دارد و بدون تغيير به مردم برساند . قرآن كه اين اعلام سريع پنهانى به انبياء را « وحى » ناميده ، و درين نامگذارى معناى لغوى مادهء « ايحاء » را محفوظ نگاه داشته ، اين اتصال غيبى پنهانى خدا و برگزيدگانش را تنها به نازل كردن كتب آسمانى بوسيله فرشتهء وحى ، منحصر نساخته است . در آيه‌اى از قرآن ، سه شكل از وحى بيان شده است . اول : القاء معنى در قلب پيامبر كه از آن به « نفث فى روع » تعبير شده . دوم : سخن گفتن با پيامبر از پشت حجاب آنچنانكه خداوند موسى را از طريق درخت مخاطب قرار داد و وى نيز اين خطاب را شنيد . سوم : اينكه فرشته مأمور وحى ، آنچه را كه از طرف خداوند مأموريت القاء آن را دارد به پيامبر مورد نظر القاء مىكند ، به اين صورت كه فرشته مثلا به شكل يك مرد ظاهر مىشود و يا