صبحي الصالح ( مترجم : محمد مجتهد شبسترى )
22
مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى )
است كه اين كتاب مجموعهاى از ثمرات كتب آسمانى قبلى مىباشد . 9 حيانى مىگويد : اين واژه ، مصدر مهموز بر وزن « غفران » است و از « قرأ » به معناى خواندن مشتق شده و از باب نامگذارى مفعول با صيغه مصدر ، آنچه « خوانده مىشود » قرآن نامگذارى شده است 10 . اين نظر اخير به عقيدهء من معتبرترين آراء مىباشد و « القرآن » مصدر است و مرادف « قرائت » مىباشد و كلام خداوند متعال كه فرموده : إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ ، فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ بر اساس همين معنا وارد شده است 11 البته اعراب در جاهليت كلمهء « قرأ » را در معنائى غير از « خواندن » به كار ميبردند و ميگفتند : « هذه الناقة لم تقرأ سلى قط » يعنى : اين شتر ماده تاكنون حامله نشده و بچهاى نزاده است و از اين باب است گفتهء عمرو بن كلثوم : « هجان اللون لن تقرأ جنينا » يعنى شتر ماده سفيد رنگ كه حامله نشده و بچه نزاده است 12 قرأ به معناى خواندن را اعراب از ريشهء آرامى گرفته و در ميان خود متداول ساختهاند . همانطور كه « برگ اشتراسر » گفته ، اين يك واقعيت است كه زبانهاى آرامى و حبشى و فارسى آثار غير قابل انكارى در زبان عربى بجاى گذاشتهاند و دليلش هم اين بوده كه اينها زبانهاى اقوام متمدن همسايه اعراب در قرون قبل از هجرت بودند . دليلى ندارد كه ما اين نظريه اقتباس را بعيد بشمريم و رد كنيم ، چون ميدانيم كه لهجهها گوناگون آرامى بر همه سرزمينهاى فلسطين و سوريه و بين - النهرين و قسمتى از عراق تسلط داشت و همچنين ميدانيم كه همسايگى اعراب با يهود كه زبان دينى آنها آرامى بود باعث انتشار بسيارى از الفاظ دينى آرامى در ميان اعراب گشته بود . « كرنگو » . خاورشناس معروف در دايرة المعارف اسلامى در بحثى كه درباره لفظ « كتاب » به عمل آورده به همين مطلب اشاره مىكند 13 و همچنين « بلاشير » در « مقدمهاى بر قرآن » يك سرى از واژههاى دينى آرامى و سريانى و عبرى را بر ميشمرد و آنگاه تأكيد مىكند كه اين واژهها