صبحي الصالح ( مترجم : محمد مجتهد شبسترى )

21

مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى )

است و در نظر عده ديگر غير مهموز . شافعى ، فراء 2 و اشعرى 3 از كسانى هستند كه آن را غير مهموز مىدانند . شافعى مىگويد واژهء « القرآن » كه « الف و لام » معرفه در اول دارد نه مشتق است و نه مهموز بلكه « مرتجل » است و به صورت « علم » براى كلام نازل شده بر پيامبر اكرم ( ص ) وضع شده است . به عقيدهء شافعى واژهء « القرآن » از مادهء « قرأت » گرفته نشده بلكه همانطور كه دو واژهء « التورية » و « الانجيل » دو نام براى دو كتاب مىباشد « القرآن » نيز نام كتاب قرآن است و اگر اين واژه از « قرأت » گرفته شده بود صحيح بود كه به هر چيزى كه قرائت مىشود « قرآن » گفته شود و مىدانيم كه اينطور نيست 4 . « فراء » مىگويد اين لفظ از « قرائن » جمع « قرينه » مشتق شده است به اين اعتبار كه چون آيات قرآن شبيه يكديگر است گوئى پاره‌اى از آن‌ها قرينهء پاره‌اى ديگر مىباشد و روشن است كه حرف « ن » در كلمهء « قرائن » يك حرف اصلى است 5 . « اشعرى » و پيروانش مىگويند « القرآن » از « قرن الشيىء بالشيىء » كه هنگام انضمام دو شيىء به يكديگر گفته مىشود مشتق گرديده به اين اعتبار كه در قرآن ، آيات و سوره‌ها در كنار يكديگر قرار گرفته و ضميمه يكديگر گشته‌اند 6 . در اين سه نظر اين مطلب مورد اتفاق است كه واژهء « القرآن » مهموز نيست و بنا بر اين در بررسى اين واژه نبايد دنبال قواعد اشتقاق و يا موارد استعمال گشت . از طرف ديگر « زجاج » 7 و « حيانى » 8 و عده‌اى ديگر بر اين عقيده‌اند كه « القرآن » مهموز است . زجاج معتقد است كه « القرآن » بر وزن « فعلان » مهموز است و از مادهء « القرء » به معناى جمع كردن مشتق گرديده - چنان كه مىگويند : « قرأ الماء فى الحوض » يعنى آب را در حوض جمع كرد - و وجه اين تسميه اين