صبحي الصالح ( مترجم : محمد مجتهد شبسترى )

138

مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى )

مطالعات قرآنى خود از آن نام برده : مراجعه شود به : ( 72 ، 11 QoranS dES Sammluny diE Schwally ) ولى مستشرق بلاشر داراى عمق نظر بيشترى بوده و درك كرده كه روايات ابن ابى داود در اين باب ، تاكيدى بر اينكه عمر مصحف خاصى داشته نمىكند و فقط اشاره به اين دارد كه عمر در بعضى از موارد روى قرائتهاى خاصى تكيه مىكرد و ترجيح ميداد كه با آن قرائتها خوانده شود ، مراجعه شود به : ( 35 . coran au introduction Blachere ) و در همان صفحه مراجعه شود به پاورقى شماره 37 ( 37 . NoTE ) ( 59 ) در اينجا بلاشر اعتراف مىكند كه براى بدست آوردن اطلاعات صحيح از اين مصاحف فقط بايد به نصوص صحيح و مورد اعتماد مراجعه كرد 37 . P cor BlachErE . inTr ( 60 ) چنان كه ديديم حديث بخارى مىگويد اين مصاحف سوزانده شد ، ولى ابن ابى داود در اين باره چند روايت متعارض را مىآورد كه پاره‌اى از آنها مىگويند اين مصاحف سوزانده شد ، و پاره‌اى ديگر مىگويد آنها را تكه تكه كردند و در آب انداختند ( المصاحف ص 13 ، 16 ، 20 ) . ما بدون اينكه ترديدى به خود راه دهيم روايت صحيح بخارى را اخذ مىكنيم ، دليلى نيست كه ترديد كنيم ، اين مصاحف سوزانده شد و خداوند مسلمانان را از شر ماندن آنها حفظ فرمود . ( 61 ) به ابن مسعود نسبت مىدهند كه به زيد بن ثابت اعتراض نموده و گفته هنگامى كه ابن مسعود اسلام را پذيرفت زيد هنوز در صلب پدرش بود ( ابن ابى داود ص 17 ) و يا گفته است در آن دوران كه ابن مسعود هفتاد و چند سوره قرآن را از دهان شخص پيامبر اكرم فرا مىگرفت زيد هنوز همبازى دختر بچه‌ها بود ( طبقات ابن سعد ج 2 بخش دوم ص 105 و كتاب المصاحف ابن ابى داود ص 15 ) . ولى ما بعيد مىدانيم كه اين اظهارات از ابن مسعود صادر شده باشد ، اگر هم صادر شده باشد فقط همينقدر مىرساند كه وقتى او را از كميته جمع‌آورى و استنساخ قرآن كنار نگهداشتند وى متأثر و ناراحت شده است . و با اينهمه خود ابن ابى داود ذكر كرده كه ابن مسعود بالاخره نظر عثمان را پذيرفت ( كتاب المصاحف ص 12 ) و در اين صورت معلوم نيست كه چرا بلاشر روايت اول را كه مربوط به اعتراض ابن مسعود است قبول مىكند ولى روايت دوم را كه پذيرش او را مىرساند ناديده مىگيرد ؟ ( مراجعه كنيد به 37 . inTr . cor : BlahErE ) ( 62 ) المصاحف ابن ابى داود ص 12 ) . ( 63 ) الاتقان 1 / 102 بلاشر گمان كرده كه اشتراك سعيد بن عاص در اين كميته جنبه افتخارى داشته نه جنبهء عملى ، زيرا او در حدود سال سىام هجرى كه به گمان بلاشر سال شروع كار اين كميته مىباشد والى كوفه بوده و افتخارا در اين كار شركت داده