صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
53
رسالهء سه اصل ( فارسى )
به بينم دوزخى را من نگون سر * فتاده آتش اندر جان و در بر جهد برقى در و هر دم ز گلخن * بسوزد زآتش جان در دمش تن بيندازد بهر وقتى يكى پوست * بيفتد هر دم از چشمش يكى دوست نگون سر اوفتاده در جهنم * به صد زنجير آتش بسته درهم به چندين سلسله بسته تن او * ز آتش غلها در گردن او بهر دم مىفتد برقى بسويش * از آن برق آتشى افتد برويش ( 83 ) و از مضمون " ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ " معلوم مىشود كه اين نعمتهاى دنياست و لذتهاى دنياست و لذتهاى نفس و آرزوهاى هوا كه فردا منشا نعمتها و عقوبتهاى اخرى مىگردد . چه خوش گفت از الهى نامه عطار كه جانم بنده تحقيق آن يار : از اين آتش كه ما را در نهادست * مسلمان در جهان كمتر فتادست حريصى بر سرت كرده فسارى * ترا حرص است و اشتر را مهارى