محمد تقي الأستر آبادي
مقدمه 8
شرح فصوص الحكمة
فص ( 8 ) وجوب وجود منقسم نمىشود با حمل كثيرين بعدد 115 فص ( 9 ) وجوب وجود تقسيم نمىشود به اجزاء قوام 120 فص ( 10 ) واجب الوجود را موضوعى نيست 122 فص ( 11 ) واجب الوجود عالم است به جميع ممكنات 135 آراء قدما دربارهء علم 138 كيفيت علم بارى تعالى به جزئيات 143 اتحاد عاقل و معقول را نتوان فهميد 156 فص ( 12 ) ذات واجب تعالى حق و باطن و ظاهر است 163 فص ( 13 ) علم واجب الوجود به جزئيات شخصيه 166 فص ( 14 ) علم اول وجدانى بود و در علم دو كثرت باشد 172 فص ( 15 ) نفوذ به احديت ، دهشت ابدى ، قلم ، لوح و خلق 201 فص ( 16 ) نامتناهى در عالم خلق ممتنع است و در عالم امر واجب 208 فص ( 17 ) عالم ربوبى ، عالم امر ، عالم خلق و دوران عوالم به مبدا تعالى 209 فص ( 18 ) معرفت پروردگار به ذات و به آثار 224 فص ( 19 ) چون ذات حق را شناختى حق را و باطل را خواهى شناخت 234 فص ( 20 ) كنه ذات واجب را نتوان شناخت 237 فص ( 21 ) ادراك ، لذت ، الم و مطلوب قوه دراكه كمال است 241 فص ( 22 ) كمال و لذت نفس مطمئنه عرفان حق اول است 246 فص ( 23 ) نفس مطمئنه در اتصال شادان و در فراق سوزان است 249 فص ( 24 ) نه هر داراى لذت و صحت بدان آگاه است 256 فص ( 25 ) چون پرده برافتد هر كس به درد خود آشنا شود 258 فص ( 26 ) پردهها را بريكت سوى نه تا به صقع ملكوت در آيى 263 فص ( 27 ) آنچه نزد خداست در پايه بالاى هستى بود 268