مهدى محقق و توشى هيكو ايزوتسو
مقدمه 36
منطق و مباحث الفاظ ( مجموعه متون و مقالات تحقيقى )
2 - احوال اثير الدين ابهرى اثير الدّين مفضّل بن عمر ابهرى متوفى نزديك سال 660 قمرى از مشاهير حكماى اسلام و از شاگردان بزرگ فخر الدين رازى است . وى پس از بروز فتنهء تتار به شام رفت و چندى در دمشق بسر برد و بعد به بلاد روم رفت و در آنجا مقيم گشت و به تدريس علوم و تعليم طلاب و تأليف كتب مشغول شد ، و در حكمت الهى و طبيعى و منطق و زيج و هيئت و رياضى آثار مهم و گرانبهائى از خود باقى گذاشت . ابهرى در منطق سه ضرب در شكل رابع بر پنج ضرب ارسطو افزوده است و نيز براى سالبه جزئيه در بعض صور آن عكس ثابت كرده است . تفصيل آن را در جوهر النّضيد فى شرح منطق التّجريد علامهء حلى ، ص 78 و ص 115 . و لغتنامهء دهخدا ، ج 2 ، ص 957 ، ببينيد . در برگ اول غاية الادراك او ، شمارهء 1082 دانشگاه ، نوشته شده است : لواحد من الفضلاء فى حقّ المصنّف طاب ثراه : تا دور اثير بر فلك پاى فشرد * ميدان سخن بكس نخواهند سپرد از جمله بزرگان نه از اين مشتى خورد * بود از همه گوياتر و گوى از همه برد اثير الدّين ابهرى با خواجه نصير طوسى آشنائى داشته و ميان ايشان نامههائى رد و بدل مىشده است . وقتى طوسى ، نامهاى به ابهرى نوشته و چند سؤال در مسائل فلسفى از او كرده است ، مقدارى از آن نامه را كه مبيّن رابطهء آن دو با يكديگر است در اينجا مىآوريم : هر چند ز روزگار بيداديهاست * يا رب كه مرا از تو چه آزاديهاست بىزحمت اميد و غم وصل و فراق * اين بس كه ز ديدار توأم شاديهاست