قادر فاضلى
56
نم يم ( خلاصه قرآن در اسلام ) ( به ضميمه رسائلى در قرآن : شعرانى ، طباطبائى ، آملى ) ( فارسى )
مىتواند برخوردار باشد ، لذا حبّ الهى به انسان بيش از حبّ به ساير مخلوقات است . چون انسان از ناحيه خداوند است ( انّا لِلّه ) و در واقع تجلّى اسم شريف خداوند است ، پس ، فطرتاً به خداوند علم دارد . علم به خدا يعنى علم به جمال و جلال و ساير اسما و صفات او ؛ از اينرو خودبهخود لذّت و ابتهاج هم حاصل مىشود . از لذّت و ابتهاج ، حبّ تولد مىيابد . حبّ كه پيدا شود كشش نيز پيدا مىشود كشش كه آمد كشف هم حاصل مىگردد . پس علم حبّ مىآورد و حبّ علم . و چون ما محصول خداوند و محبوب اوييم پس علاقه ما به خودمان نيز علاقه به خداوند است و علاقه به خدا علاقه به خود . فَلَولَا الْحُبُّ ماعُرِفَ الوِدادُ * وَلَوْلَا الفَقْرُ ما عُبِدَالْجَوادُ « 1 » فَنَحْنُ بِهِ وَ نَحْنُ لَهُ جَميعاً * فَمَن وُدِىَ عَلَيهِ الاعتمادُ اذا شاءَ الْالهُ وُجُودَ عَيْنٍ * بِها قَدْشاءَ ها فَمَضَى العِنادُ فَكُنّا عِندَكُنْ مِنْ غَيْرِبَطءٍ * وَنَعتُ الْكَوْنِ ذاكَالمُستَفادُ فَعَينُ الْحُبِّ عَينُ الكَوْنِ مِنهُ * وَ عَيْنُهُ وَاظهرَهُ الوَدادُ « 2 »
--> ( 1 ) - الحب و المحبة الالهية ص 14 ( 2 ) - اگر حب نبود خداوند ودود شناخته نمىشد و اگر فقر نبود خداوند بخشنده و جواد عبادت نمىشد . پس ما همه از او و براى او هستيم . بنابراين چه كسى غير از او سزاوار اعتماد مىباشد ؟ ! هنگامى كه خداوند وجود چيزى را بخواهد به همان وجود آن را مىخواهد و آن هم بدون سرپيچى موجود مىشود . پس ما هنگامى كه امر ( كن ) الهى صادر شد بدون تأخير موجود شديم و همه هستى بدين صفت و منوال وجود يافتند . پس ذات حب همان ذات هستى ، و كينونت از ناحيه خداوند است كه خداوند ودود به آن هستى بخشيده و ظاهر ساخته است . ( الحب و المحبة الالهية ص 14 )