قادر فاضلى

51

نم يم ( خلاصه قرآن در اسلام ) ( به ضميمه رسائلى در قرآن : شعرانى ، طباطبائى ، آملى ) ( فارسى )

كرديم برترى داريم . تاج گرّمناست بر فوق سرت * طوق اعطيناك آويز برت اى اسيرت عقل و تدبيرات و هوش * چون چنينى خويش را ارزان فروش جوهر است انسان و چرخ او را عرض * جمله فرع و سايه‌اند و تو غرض اى همه هستى چه مىجويى عدم * اى همه درياچه خواهى كرد نَمْ طاعتت بر جمله هستى مفترض * جوهرى چون عجز دارد با عرض مثنوى معنوى پس انسانى كه قرآن معرفى مىكند هيچ گاه خود را به دنيا نمىفروشد زيرا همه بدبختيها از خودفروشى به وجود آمده است . نه تنها خود را به دنيا نمىفروشد بلكه به آخرت هم نمىفروشد . هيچ چيزى نمىتواند جواب گويى انسان قرآنى باشد مگر خداوند سبحان . گر مخيّر بكنندم به قيامت كه چه خواهى * دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را گويند عارفى ( گويا آن عارف حاتم اصم بوده است ) به خليفهء وقت : چطورى اى زاهد ؟ خليفه از اين گفته تعجب كرد و به عارف گفت : جناب عارف زاهد شما هستى نه من ، من كه در امور دنيوى غرق شده‌ام ، من كجا و زهد كجا ! ؟ عارف از او پرسيد معناى زاهد چيست ؟ خليفه گفت : زاهد يعنى آنكه از زياد چشم‌پوشى كند و به كم قانع شود . عارف گفت : پس تو واقعاً زاهد هستى كه از آخرت چشم‌پوشى كردى و به دنيا قانع شدى ، من كه زاهد نيستم زيرا من نه به دنيا قانع هستم و نه به آخرت ، بلكه فقط خداوند مىتواند مرا سيراب كند و لاغير « 1 » .

--> ( 1 ) - تذكرة الاولياء عطار نيشابورى