قادر فاضلى

42

نم يم ( خلاصه قرآن در اسلام ) ( به ضميمه رسائلى در قرآن : شعرانى ، طباطبائى ، آملى ) ( فارسى )

اجتماعى و تخلف از قانون عمدتاً دو ريشه اساسى دارد . يكى دلبستگى به دنيا و ديگرى ترس از سختيها و مرگ . عده‌اى بواسطه دل بستگى به دنيا به انواع و اقسام كارها دست مىزنند تا به خواسته‌ى دنيايى خود برسند كه معمولًا اين رسيدن خالى از تخلّف و حق كشى و ظلم نخواهد بود . و عدّه‌اى ديگر بواسطه ترس از سختيها و مرگ كه احياناً ريشه دنيا دوستى هم دارد در مقابل ظالمان نمىايستند و كار قيصر را به قيصر و كار كسرى را به كسرى مىگذارند . نتيجه‌اش ، به وجود آمدن جامعه‌اى هست كه در آن انسان گرگ انسان بوده و هدف هم وسيله را توجيه خواهد كرد . البته اين دو علّت خود معلول يك علّت‌اند و آن عدم خودشناسى است كه : خويشتن نشناخت مسكين آدمى * از فزونى آمد و شد در كمى خويشتن را آدمى ارزان فروخت * بود اطلس خويش را بر دلق دوخت حال كه مشكل اساسى انسانيّت در اينها خلاصه شد بايد ببينيم كه قرآن اين مشكل‌ها را چگونه بر طرف مىكند و انسان قرآنى چگونه انسانى است .