قادر فاضلى
29
نم يم ( خلاصه قرآن در اسلام ) ( به ضميمه رسائلى در قرآن : شعرانى ، طباطبائى ، آملى ) ( فارسى )
نى كسى را صبر زو بودى دمى * نى كسى را تاب او بودى همى هركه او ديدى جمالش آشكار * جان بدادى و بمُردى زار زار گر كسى را تاب بودى يك زمان * شاه روى خويش بنمودى عيان ليك چون كس تاب ديد او نداشت * لذتى جز در شنيد او نداشت آينه فرمود حالى پادشاه * كاندر آيينه توان كردن نگاه شاه را قصرى نكو بنگاشتند * و آينه اندر برا برداشتند بر سر آن قصر رفتى پادشا * وانگهى در آينه كردى نگاه روى او از آينه مىتاختى * هركس از رويش نشان مىيافتى آينه موجود در اشعار عطار همان انسان كامل است كه واسطه فيض مىباشد و مخلوقات ، خدا را از اين مَجْلى مىيابند كما اينكه مرحوم استاد شهريار مىفرمايد : دل اگر خداشناسى همه در رخ على بين * به على شناختم من به خدا قسم خدا را بدين جهت شناخت كامل انسان كامل براى هيچ كس ميسر نيست همانگونه كه شناخت كامل خدا براى كسى ممكن نيست . به قول مولوى ، رومى نشد از سرِّ على كس آگاه * زيرا كه نشد كس آگه از سرّ إله يك ممكن و اين همه صفات واجب * لاحول و لاقوة الّا بالله