قادر فاضلى

25

نم يم ( خلاصه قرآن در اسلام ) ( به ضميمه رسائلى در قرآن : شعرانى ، طباطبائى ، آملى ) ( فارسى )

از همه اوهام و تصويرات دور * نور نور و نور نور و نور نور « 1 » البته اين بينش ، بينش قرآنى است كه با نورانيّت خود نورانيّت عالم و آدم را به انسان نشان مىدهد و بايد توجه داشت كه مراتب نور مانند مراتب وجود ، تشكيكى است و مرحله قوى و ضعيف دارد كه مراحل ضعيف پرده و حجاب مراحل قوى ، هستند كه در عرفان به آنها حُجُب نورانى گفته مىشود . امام العارفين در مناجات شعبانيه به خداوند سبحان عرض مىكند . الهى هَبْ لى كَمالَ الانْقِطاعِ الَيكَ وَانِرْ ابْصارَ قُلُوبِنا بِضِياءِ نَظَرِها الَيْكَ حَتَّى تَخْرِقَ ابْصارُ القُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ الى مَعدِنِ العَظَمَةِ وَ تَصيرَ ارْواحُنا مُعَلَّقةً بِعِزِّ قُدسِكَ . پروردگارا ؛ كمال انقطاع به سوى خودت را به من ببخشا ، و دل ما را با نظر به خودت منوّر بگردان ، تا اينكه چشم دل پرده‌هاى نور را به درد و به معدن عظمت متّصل گردد و ارواح ما معلّق به عزّ قدس تو شود . مىبينيم كه امام عليه السلام از خدا تقاضاى رفع حُجُب نورانى مىكند . حجب نورانى كه در مسير معدن عظمت وجود دارد كه خود معدن عظمت نور عظيم است كه براى رسيدن به آن بايد هزاران حُجُب نور را كنار زد ، تازه بعد از رسيدن به معدن عظمت به عزت قدسى يا قداست عزيز مىرسد كه وقتى روح ، عزت قدسى را مىبيند خود را به آن مىآويزد ، اما كمال انقطاعى كه امام - عليه افضل صلوات المصلين - تقاضا مىكند بالاتر از اين مرحله است ، كمال انقطاع ، انقطاع كمال است ، جايى كه سالك از كامل شدن منقطع مىشود زيرا سالكى نمانده

--> ( 1 ) - مثنوى دفتر ششم ص 384