قادر فاضلى
22
نم يم ( خلاصه قرآن در اسلام ) ( به ضميمه رسائلى در قرآن : شعرانى ، طباطبائى ، آملى ) ( فارسى )
ذِكرِاللّهِ . « 1 » پوست بدنِ كسانى كه از خدا مىترسند از ياد خدا جمع مىشود . سپس پوستشان و دلشان از ياد خدا نرم مىگردد . منتهى شرطش اين است كه انسان به دستورات قرآن عمل كند . و گرنه همين قرآنى كه نور و هادى است موجب گمراهى مىشود . يُضِلُّ بِهِ كَثيراً وَ يَهدى به كَثيراً وَما يُضِلُّ بِهِ الَّا الْفاسِقينَ « 2 » خدا بسيارى را به واسطه او هدايت و بسيارى را گمراه مىكند . و گمراه نمىكند به واسطه او مگر فاسقين را . زيرا كه قرآن مانند طنابى است كه از قعر زمين تا دل آسمانها كشيده شده است . عدهاى طناب را مىگيرند و صعود مىكنند و عدهاى مىگيرند و نزول كرده و به ته چاه مىروند . از خدا مىخواه تا زين نكتهها * در نلغزى و رسى در منتها زان كه از قرآن بسى گمره شدند * زآن رسن قومى درون چه شدند مر رسن را نيست جرمى اى عنود * چون ترا سوداى سربالا نبود تو درون چاه رفتستى ز كاخ * چه گنه دارد جهانهاى فراخ مولوى قرآنشناسى و خودشناسى چون انسان ذاتاً خود را دوست مىدارد و علاقه دارد كه خود را بشناسد و چون خودشناسى همان خداشناسى است كه :
--> ( 1 ) - زمر 23 ( 2 ) - بقره 26