محمد غفورى
14
نقش شيعه در تاريخ نگارى اسلامى ( فارسى )
بيان مسئله تاريخنگرى و تاريخنگارى از مباحثى است كه دانشمندان دوران معاصر به آن علاقهمندند و افراد بسيارى به اين حوزه وارد مىشوند و با كندوكاو گزارشهاى تاريخى ، صحت و سقم آنها را از طريق نقد روايات و جرح و تعديل اسنادشان مشخص مىكنند . تاريخنگارى اسلامى كه از سدههاى نخستين آغاز شده ، ثمره كوشش دهها دانشمند و مورخ مسلمان است و حوزه گستردهاى از دانش اسلامى را به خود اختصاص داده ، و مجموعههاى عظيم تاريخى را پديد آورده است . در پديدارى اين آثار تاريخى و انتقال اخبار و روايات تاريخى به نسلهاى بعد ، جز پيروان و طرفداران خلافت رسمى و ديگر فرق شيعى ، گروهى از تاريخنگاران شيعه اماميه نيز سهم داشته و نقش آفريدهاند و به نقل اخبار و تدوين كتابهاى تاريخى همت گماشتند . البته بيشتر اين آثار به دلايلى همچون دلايل سياسى ، از بين رفتند ؛ اما نقلها و گزارشهايى از آنها در ديگر كتب شيعه و غيرشيعه باقى مانده است . در دورههاى بعد ، بهويژه امروزه كه منازعات عقيدتى همانند گذشته و گاه بهمراتب شديدتر و با اشكال گوناگون جريان دارد ، طرفداران هر يك از مذاهب ، مىكوشند مخالفان عقيدتىشان را به جعل اخبار تاريخى متهم سازند تا اينگونه بر مشروعيت مذهبشان بيفزايند . در سدههاى نخستين و ميانى ، از سويى اهلسنت ، به ويژه جناح تندرو عثمانى و حنبلى ، و از سوى ديگر شيعيان دوازده امامى ، يكديگر را جرح و رد