محمدمهدى فقيه بحرالعلوم

89

يحيى بن عمر علوى ( فارسى )

همانند شيوه [ جدش ] ابوالحسن على ( ع ) كه پيش از او در جنگ‌ها بود و شاخه از درخت مىرويد . گويا او را مىنگرم كه همچون شير ژيان ، از لانه و بچه‌هايش حمايت مىكند و فريادهاى متوالى بازدارنده ، هرگز او را جلودار نبود . گويا وى را مىبينم كه نيزه‌هاى بسيار ، همه او را هدف قرار داده و چون ريسمان‌هاى درازى به سويش كشيده شده و در پيكرش فرو مىرود و بيرون مىآيد . گويا او را مىنگرم كه از اسب خود در افتاد و پيشانى مجروح و شكسته‌اش ، به خاك آلوده شده بود . پس چه نيكو بدنى كه به زمين درافتاد و چه محبوب جانى كه به سوى خدا بالا رفت . آيا يحيى را از بين برديد كه هرگز از جنگ روگردان نبود و هيچ‌گاه گردن اسبش به پشت كردن به دشمن كج نشد . به خوبى راه آرزوهاى بد شما درباره او هموار گشت و اين براى گمراهى شما ، وسيله‌اى آماده‌تر و نزديك‌تر بود . شما در سركشى و گمراهى خود فرو رويد و آنان كه از شما مغرور شده‌اند ، در غى و ضلال خود آزادانه فرو روند . اى بنى عباس ! زشتىهاى خشم خود را بپوشانيد و سر صندوق‌ها [ ي كينه و حقد خود ] را ببنديد و بند كيسه‌هاى دشمنى را بكشيد ! و جلوى اين فرمانروايان بد كردار خويش را براى