محمدمهدى فقيه بحرالعلوم

73

يحيى بن عمر علوى ( فارسى )

دلاوران پس از يحيى با خاطرى آزرده گريستند و شمشير آب‌ديده و پرداخته بر او گريه كرد . مردم عراق از شرق تا غرب بر او گريستند و كتاب و قرآن مجيد بر او گريه كرد . مسجد و كعبه و ركن وحجرالأسود ، همگى در عزاى او بلند بلند گريه كردند . چگونه آسمان بر سر ما فرود نيامد آن روزى كه گفتند : ابوالحسين يحيى را كشتند ؟ ! و چگونه آسمان بر ما فرو نيفتد ، زمانى كه دختران پيغمبر ( ص ) ز غم و درد ، ناله مىكنند و اشكشان روان است . و مصيبت ، ماهى را مىگويند كه فقدان او ، غم‌انگيز و بزرگ است . شمشير دشمنان چهره او را بريدند ، پدر فداى چهره زيباى او باد ! مرا از غم يحياى جوان ، سوزى در دل است كه تنم را آزرده مىكند . كشته شدن او ، كشته شدن على و حسين ( عليهما السلام ) و رحلت پيغمبر ( ص ) را به ياد مىآورد . تا دردمندى مىگريد و عزادارى مىنالد ، درود خداوند بر او باد .