محمدمهدى فقيه بحرالعلوم

28

يحيى بن عمر علوى ( فارسى )

برخورد كرد . يحيى پاسخش را گفت و به او دشنام داد و او را به خروج عليه خليفه تهديد كرد . عمر ماجرا را براى خليفه نوشت . متوكل به عبدالله بن طاهر كه حاكم خراسان بود ، دستور داد يحيى بن عمر را دستگير و روانه دارالخلافه كند . يحيى دستگير و نزد متوكل فرستاده شد . خليفه دستور داد او را 11 تازيانه « 1 » زدند - آن‌گاه وى را در خانه يحيى بن خاقان ، وزير خود ، زندانى كرد و مدتى در آنجا زندانى بود تا اينكه پس از مدتى با ميانجيگرى بستگانش آزاد شد . « 2 » يحيى پس از آزادى به مدينه رفت و مدتى با وضع بدى زندگى كرد . سپس به سامرا رفت و در آنجا با كسى كه مسئول پرداخت مستمرى وى بود ، صحبت كرد . اين شخص نيز با يحيى برخورد بدى داشت و گفت : « چرا بايد به امثال شما مستمرى پرداخت كرد » ؟ ! يحيى شب را با ناراحتى بسيار در خانه يكى از دوستانش سپرى كرد . وقتى برايش غذا آوردند ، با آنكه گرسنه بود ، از ناراحتى غذا نخورد و گفت : « اگر زنده مانديم ، غذا خواهيم خورد » .

--> ( 1 ) . البدايه و النهاية ، ج 10 ، ص 314 ؛ در تاريخ طبرى 18 تازيانه نوشته شده است ؛ ر . ك : تاريخ الطبرى ، ج 11 ، ص 211 . ( 2 ) . مقاتل الطالبيّين ، ص 506 ؛ المنتظم ، ج 7 ، ص 39 ؛ تاريخ ابن خلدون ، ج 3 ، ص 356 ؛ تاريخ الطبرى ، ج 11 ، ص 210 ؛ الكامل فى التاريخ ، ج 7 ، ص 126 ؛ تحفة الأحباب ، ص 576 ؛ تاريخ الكوفة ، ص 381 ؛ الاعلام ، ج 8 ، ص 160 ؛ البداية والنهاية ، ج 11 ، ص 5 ؛ تتمّة المنتهى ، ص 334 ؛ ترجمه تاريخ فخرى ، ج 2 ، ص 331 .