محمود سامانى

94

مناسبات ايرانيان با حجاز در دوره هاى مختلف تاريخ اسلامى ( فارسى )

محمود زير بار دستور خليفه نرفت و تنها خلعت‌ها و اموالى را كه خليفه مصر براى حسنك فرستاده بود ، سوزاند و به قولى ، به همراه سفير القادربالله به بغداد فرستاد ( جمادى الاولى ، سال 416 ه . ق ) . در آنجا آنها را در باب التونى - النوبى - در حضور مردم آتش زدند . طلاها را هم ذوب كرد تا ميان فقيران تقسيم كردند . « 1 » در گزارش ديگر آمده است هنگامى كه كاروان به بغداد رسيد ، القادر ، خشم خود را با يهودى خواندن فاطميان و ترديد در نسبشان ابراز كرد و دستور داد خلعت‌ها را در باب النوبى آتش زدند . « 2 » در مقابل ، گزارشى مىگويد واكنش اهل خراسان و ماوراءالنهر به اقدام خليفه فاطمى مثبت بود و آنان از اين جهت كه او به آنان احسان كرده و زمينه زيارت بيت‌المقدس را برايشان فراهم آورده است ، به ستايش او پرداختند . « 3 » پس از سلطان محمود غزنوى ، ديگر سلاطين اين سلسله به دليل اختلافات داخلى و پيدا شدن رقبايى همچون سلجوقيان نتوانستد در حجاز نفوذ پيدا كنند . با تصرف خراسان به دست سلاجقه ، قلمرو ايرانى غزنويان از دستشان خارج شد و غزنويان در قلمرويى نه چندان وسيع به عنوان حكومتى دست‌نشانده سلجوقيان درآمدند . نام و مدت زمام‌دارى غزنويان آل ناصر يا غزنويان آل سبكتكين - آلب تكين ( 351 - 352 ه . ق ) ؛ - اسحاق بن آلب تكين ( 352 - 355 ه . ق ) ؛ - بلكا تكين ( 355 - 364 ه . ق ) ؛ - پيرى تكين ( 364 - 366 ه . ق ) ؛

--> ( 1 ) . اتحاف الورى ، ج 2 ، صص 452 و 453 ؛ الكامل ، ج 9 ، ص 340 ؛ البداية و النهايه ، ابن كثير ، ج 15 ، ص 172 . ( 2 ) . تاريخ الاسلام ، ج 28 ، ص 251 ؛ اتعاظ الحنفاء ، مقريزى ، ج 2 ، صص 137 - 139 ؛ الكامل ، ج 9 ، ص 340 . ( 3 ) . اتحاف الورى ، ج 2 ، ص 453 .