محمود سامانى
50
مناسبات ايرانيان با حجاز در دوره هاى مختلف تاريخ اسلامى ( فارسى )
علاء حضرمى سازش كردند « 1 » و رسول خدا ، منذر را در پادشاهى بحرين باقى نهاد . « 2 » شمارى از پژوهشگران ، از تبادلنامههاى متعدد ميان بحرينىهاى هجر و ديگر مناطق بحرين با پيامبر اكرم ( ص ) ياد كرده و به گردآورى آنها پرداختهاند . « 3 » منابع از كارگزارى علاء و ابانبنسعيد اموى ، به عنوان كارگزاران پيامبر بر بحرين ، ياد كردهاند . « 4 » بدين ترتيب ، بحرينىها « 5 » پس از اسلام آوردن ايرانيان مقيم يمن ، دومين گروه از ايرانىتبارها بودند كه به همراه قبيله عبدالقيس ، از زيرمجموعههاى قبيله بزرگ ربيعه از عرب شمالى و برخى ديگر از قبايل عرب كه در اين سرزمين ، ساكن بودند ، به اسلام گرويدند . « 6 » گفته شده است تن دادن بحرينىها به حاكميت اسلام ، آغاز استيلاى عرب بر قسمتى از ايران بود . در گزارشى آمده است : برخى از ساكنان منطقه هجر ( قسمتى از بحرين بزرگ ) ، زرتشتى بودند و پيامبر اعظم ( ص ) آنان را در شمار اهل كتاب قرار داد و از آنان جزيه گرفت . چون با اعتراض برخى عرب روبهرو شد ، آن حضرت فرمود : انَّ المَجوسَ كَان لَهم نَبيٌّ فَقتلُوه وَ كِتابٌ احرقُوه . « 7 » مجوس ، پيامبرى داشتند و كتاب آسمانى . آنان ، پيامبرشان را به قتل رساندند و كتاب او را سوزاندند .
--> ( 1 ) . انساب الاشراف ، ج 12 ، صص 55 و 56 ؛ فتوح البلدان ، ص 85 . ( 2 ) . ر . ك : السيرة النبوية ، ج 2 ، ص 576 ؛ الطبقات ، ج 1 ، ص 211 ؛ تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 122 . ( 3 ) . مجموعة الوثائق السياسية ، صص 150 - 159 ؛ مكاتيب الرسول ، ج 2 ، صص 379 - 383 . ( 4 ) . الطبقات ، ج 1 ، ص 216 و ج 4 ، ص 267 ؛ انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 190 ؛ فتوح البلدان ، ص 88 . ( 5 ) . بحرين در گذشتههاى دور به منطقه وسيعى در سواحل جنوبى خليج فارس اطلاق مىشد و از عمان تا بصره و الاحساء و قطيف را در برمىگرفت و بحرين امروزى بخش كوچكى از آن سرزمين بوده است . . ( 6 ) . انساب الاشراف ، ج 12 ، صص 55 و 56 ؛ فتوح البلدان ، ص 85 . اين قبيله از زمان حكومت على ( ع ) گرايشهاى شيعى داشت و بعدها نقش قابل توجهى در شيعه كردن ايرانيان ايفا كرد . ( 7 ) . ر . ك : الكافى ، ج 3 ، ص 568 ؛ من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 54 ؛ وسائل ، ج 11 ، ص 96 و ج 15 ، ص 126 ؛ بحارالأنوار ، ج 14 ، ص 462 .