محمود سامانى

48

مناسبات ايرانيان با حجاز در دوره هاى مختلف تاريخ اسلامى ( فارسى )

به عنوان « ممن اعان على قتل اسود العنسى » ياد كرده‌اند . « 1 » افزون بر باذان كه پس از مسلمان شدن ، كارگزار حضرت رسول اكرم ( ص ) در يمن بود ، برخى ديگر از ايرانيان مقيم يمن نيز كارگزار ايشان بودند كه شهر بن باذان از آن جمله است . « 2 » بنا به گزارش ابن اثير : پيامبر ( ص ) امارت يمن را به امير باذان كه مسلمان شده بود ، سپرد و او را بر تمام مخالفين خود مسلط فرمود . باذان نواده وهرز ديلمى سردار شهير انوشيروان بود كه يمن را گشود . باذان والى يمن بود تا وقتى كه درگذشت . بعد از مرگ او ، رسول خدا يمن را به چند امارت تقسيم و به امراى خود واگذار كرد . عمروبن‌حزم را عامل نجران و خالد بن‌سعيد بن‌عاص را حاكم ما بين نجران و زبيد نمود . عامربن‌شهر را امير همدان ( قبيله ) و شهر بن باذان را والى صنعا ( پايتخت كنونى ) فرمود . « 3 » گزارش ابن خلدون نيز چنين است : چون باذان كارگزار كسرا در يمن ، ايمان آورد و همه مردم يمن اسلام آوردند ، پيامبر او را بر يمن و همه مخالف آن فرمانروايى داد . و تا زنده بود ، كس در يمن شرك نياورد . پيامبر از حجةالوداع باز مىگشت كه خبر مرگ او را بشنيد . ازاين رو ، حوزه فرمانروايى او را ميان چند تن از اصحاب تقسيم كرد . پسرش شهربن باذان را بر صنعاء فرمانروايى داد » « 4 » 4 . مناسبات ايرانيان ساكن بحرين با پيامبر اكرم ( ص ) بحرين در دوران ظهور اسلام ، به سرزمينى پهناور در كناره شرقى جزيرة العرب گفته مىشد كه از يك سو به بصره در شمال غربى خليج فارس و از سوى ديگر به عمان در سواحل جنوبى آن و از غرب و جنوب غربى به سرزمين‌هاى نجد و يمامه

--> ( 1 ) . اسد الغابه ، ج 1 ، ص 337 و ج 2 ، ص 381 و ج 4 ، ص 147 ؛ الاصابه ، ج 1 ، ص 635 و ج 5 ، ص 405 . ( 2 ) . اسد الغابه ، ج 2 ، ص 381 ؛ الاصابه ، ج 1 ، ص 468 . ( 3 ) . الكامل ، ج 8 ، ص 29 . ( 4 ) . تاريخ ابن خلدون ، ج 1 ، ص 464 .