محمود سامانى

145

مناسبات ايرانيان با حجاز در دوره هاى مختلف تاريخ اسلامى ( فارسى )

سپاهيان و كمك‌هاى مالى به مكه بازگشت و در كارى كم‌سابقه توانست در عرفات ، محمل ابوسعيد را بر محمل مصرى مقدم دارد . « 1 » به گزارش فاسى ، در سال 730 ه . ق ميان عراقىهاى حاضر در مكه و برخى اشراف درگيرى رخ داد كه اسب‌سواران ضمن ورود به مسجد الحرام به غارت بازار پرداختند . « 2 » به باور سباعى ، شايد عطيفه به قصد انتقام گرفتن از عراقيان در حمايت از رميثه چنين كرده باشد . « 3 » دشمنى دو برادر به سال بعد نيز رسيد و درگيرى آن‌ها موجب شد تا رميثه نتواند براى استقبال كاروان مصرى از مكه بيرون شود . اين موضوع موجب شكايت امير محمل مصرى از اين دو برادر و وجود فتنه در مكه نزد سلطان مصر شد و سلطان در نامه‌اى ، آن دو را به مصر فراخواند . رميثه و عطيفه ضمن رد دعوت او ، با يكديگر صلح كردند و در پى قطع ارتباط با مصر برآمدند . پس از اين اقدام ، قلاوون تصميم گرفت براى مستأصل كردن آن دو ، سپاهى اعزام كند . با موعظه قاضى جلال‌الدين محمد قزوينى كه در مجلس سلطان حاضر بود و يادآورى لزوم حفظ حرمت حرم ، قلاوون نامه‌اى در تأييد حكمرانى رميثه نوشت و ششصد سپاهى را براى تأمين امنيت به مكه فرستاد . رميثه با وجود ترديد ابتدايى ، ضمن استقبال از فرستادگان مصرى ، به مسجد الحرام آمد و خلعت و هداياى سلطانى را دريافت كرد . « 4 » قلاوون پس از اين رويدادها ، به سال 732 ه . ق براى سومين بار همراه قافله‌اى بزرگ با هفتاد تن از اميران مملوكى به حج آمد « 5 » و رميثه به استقبال او رفت . « 6 » در سال 734 ه . ق به دستور قلاوون ، عُطَيفه ديگر بار تا سال 736 ه . ق در

--> ( 1 ) . سفرنامه ابن بطوطه ، ج 2 ، ص 56 . ( 2 ) . اتحاف الورى ، ج 3 ، ص 191 . ( 3 ) . شفاء الغرام ، ج 2 ، صص 242 و 245 . ( 4 ) . تاريخ مكه سباعى ، صص 269 و 270 . ( 5 ) . شفاء الغرام ، ج 2 ، ص 246 . ( 6 ) . اتحاف الورى ، ج 3 ، صص 198 - 200 و 204 .