محمود سامانى
114
مناسبات ايرانيان با حجاز در دوره هاى مختلف تاريخ اسلامى ( فارسى )
شهرت نظامى خويش كه پس از نبرد ملاذگرد و شكست امپراتورى بيزانس به دست آورده بود ، تلاش بيشترى براى اعمال نفوذ سلجوقيان بر حجاز انجام داد . وى دومين پادشاه قدرتمند سلجوقى بود كه براى احياى خطبهخوانى براى عباسيان در مكه تلاش كرد . تلاشهاى او از يك طرف و خوشاقبالىاش به دليل اوضاع اقتصادى نامناسب دولت فاطميان مصر كه توان لازم را براى حمايت مالى اشراف مكه كه بدان وابسته بودند از طرف ديگر ، نتيجهبخش بود . آلب ارسلان در سال 456 ه . ق با حمايت خليفه عباسى و بذل مال ميان قبايل عربى كه در مسير حاجيان عراق سكونت داشتند ، پس از سالها ، كاروانى از حاجيان عراق را به مكه فرستاد . اميرالحاج اين كاروان ، ابوالغنائم علوى توانست حكمران مكه را خشنود سازد كه به نام خليفه عباسى و سلطان سلجوقى خطبه بخواند . « 1 » آلبارسلان و وزيرش ، نظامالملك شافعىمذهب در سال 456 ه . ق ، لعن اشعريان و شافعيان را ممنوع ساختند و موفق شدند دانشمندان معترض را كه در زمان طغرل به حجاز عزيمت كرده بودند ، با احترام به خراسان بازگردانند . « 2 » از اين سال ، خواندن خطبه در مكه به نام فاطميان قطع شد و اقدام آنان در سال 459 ه . ق نيز كه صليحى ، حاكم يمن را مأمور كرده بودند تا امور مكه را سامان دهد و خطبه را به نام فاطميان برگرداند ، بىنتيجه ماند . فاطميان در پاسخ به اقدام شريف مكه ، ارسال آذوقه را از مصر به مكه قطع كردند . مردم مكه به حكمران فشار آوردند و او به ناچار ، ديگر بار به نام خليفه فاطمى خطبه خواند . « 3 » بدين ترتيب ، فاطميان با توسل به ابزار اقتصادى توانستند تا سال 462 ه . ق با قدرت كامل بر مكه تسلط يابند . بنا به گزارشى ديگر ، از سرگيرى خطبه خواندن به نام فاطميان از آنجا ناشى شد كه اشراف حسنى ، امير مكه
--> ( 1 ) . تاريخ ، ابن خلدون ، ج 4 ، صص 132 و 133 . ( 2 ) . الكامل ، ج 10 ، ص 209 ؛ تاريخ الاسلام ، ج 30 ، ص 285 . ( 3 ) . تاريخ ، ابن خلدون ، ج 4 ، صص 132 و 133 .