محمد باقر النجفي
95
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )
فرستادند . او هم گرد پيامبر و ياران آن حضرت گشتى زد و پيش قريش بازگشت . گفتند : « چه ديدى ؟ » گفت : « به خدا ! نه مردمى چابك هستند و نه شمار چندانى دارند و نه ساز و برگ و اسلحهاى . امّا به خدا سوگند ! من ايشان را گروهى ديدم كه به هيچ وجه نمىخواهند به خانهء خود برگردند . گروهى هستند طالب مرگ ، هيچ پناهگاه و اتّكايى جز شمشير خود ندارند . . . » سپس گفت : « مىترسم كه كمين يا نيروى امدادى داشته باشند . » اين بود كه دوباره بالا و پايين دره را بررسى كرد و برگشت و گفت : « نه كمين دارند و نه نيروى كمكى . » « 1 » « فلمّا اطمأنّ القوم بعثوا عُمَير بن وهب الجُمَحي . . . ثم رجع فقال : لا مدد و لا كمين . . . ثمّ قال يا معشر قريش ، البلايا تحمل المنايا ، نواضح يَثرب تحمل الموت الناقع ، قومٌ ليس لهم منعة و لا ملجأ إلّا سيوفهم . ألا ترونهم . . . قال الواقدي و حدّثني يونس بن محمد الظَّفَري عن أبيه أنّه قال : . . . أرسلوا أبا أسامة الجشميّ . . . ثمّ رجع إليهم فقالوا له ما رأيت ؟ قال و اللَّه ما رأيت جلداً و لا عدداً و لا حلقة و لا كراعاً و لكني و اللَّه رأيت قوماً لا يريدون أن يردوا إلى أهليهم ، رأيت قوما مستميتين ، ليست لهم مَنعْة و لا مَلجَأ إلّا سيوفهم . . . ثم قال : لا كَمين و لا مدد » . چنين وصفى نشان مىدهد كه پيامبر و يارانش در دفاع اجتنابناپذير خود با تمام وجود و ايمان ايستاده بودند . پيامبر صلى الله عليه و آله ، دفاع در راه ايمان و عقيده را حق مسلّم هر انسان و اسارت را همانند تجاوز و تهاجم مردود مىخواند . معلوم نيست چگونه اين اسناد تاريخى را ناديده گرفتهاند و مسلمانان را در واقعهء بدر ، هجومبَرنده و حادثهء بدر را « جنگ و قتال مسلمانان با بتپرستان » تلقّى كردهاند ؟ چگونه ممكن است با دو توصيف عينى جاسوسان قريش كه ذكر شد ، قبول كرد كه محمّد صلى الله عليه و آله ، مسؤول برپايى جنگ و قتال بوده است ؟ نمىدانم چه انگيزههايى وجود داشته است كه واقعهء بدر را بدرالقتال دانستهاند و از
--> ( 1 ) . « مغازى » ، ج 1 ، ص 46 ، متن عربى ، ج 1 ، ص 62