محمد باقر النجفي
84
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )
لمفارقتهم دينكم و رغبتهم عمّا كان يعبد آباؤهم » . « 1 » « ابوجهل رو به ياران خود كرده آنها را به جنگ تحريض مىكرد و مىگفت : . . . به خدا سوگند كه امروز بر نمىگرديم تا محمّد و ياران او را ريسمانپيچ كنيم ! نبايد كسى از شما كسى از ايشان را بكشد ؛ بلكه حتماً ايشان را اسير بگيريد ؛ تا بعداً به آنها بفهمانيم كه چرا از دين شما برگشته و از آيين پدرى خود دورى جستهاند . » قبل از اين نيز ابوجهل به طور خصوصى به ابولهب كه در خروج از مكّه كراهت داشت ، گفته بود : ضميمهء سند شمارهء 14 : « فجاءَه أبوجهل فقال : أقم يا أباعتبة ( ابولهب ) فواللَّه ما خرجنا إلّا غضباً لدينك و دين آبائك . » « 2 » « ابوجهل پيش او ( ابولهب ) آمد و گفت : اى اباعتبه برخيز ! سوگند به خدا ما فقط براى حفظ دين تو و پدرانت به خشم آمدهايم و به جنگ مىرويم . » همچنين توجّه كنيد به سند ذيل : سند شمارهء 15 : « قال أبو عبداللَّه : فذكرت قول نُبَية بن الحجّاج . . . يا معشر قريش ! انظروا غداً إن لقينا محمد و أصحابه ، فابقوا في أنسابكم هؤلاء ، و عليكم بأهل يَثْرب ، فإنّا إن نرجع بهم إلى مكّة يُبْصروا من ضلالتهم و ما فارقوا من دين آبائهم » . « 3 » « ابوعبداللَّه گفت : گفتهء نبيه . . . اى گروه قريش ! فردا كه با محمّد و اصحاب او برخورد مىكنيم ، خويشان و منسوبان خود را رعايت كنيد و أهل مدينه را از
--> ( 1 ) . واقدى ، مغازى ، ج 1 ، ص 71 ، ج 1 ، ص 53 ( 2 ) . واقدى ، مغازى ، ج 1 ، ص 33 نسخهء عربى ، ج 1 ، ص 24 ( 3 ) . واقدى ، ج 1 ، ص 55 ، ترجمهء پارسى ، ج 1 ، ص 41