محمد باقر النجفي

63

مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )

شده است . واقدى مىگويد : « فقدم طلحة و سعيد المدينة اليوم‌الّذي لا قام رسول‌اللَّه ببدر » . اگر او در واقعهء بدر درگير تجارت شام بوده است ، چطور در فاصلهء كمى قبل از آن به مدينه آمده ؛ آن هم در مسير راه پيامبر صلى الله عليه و آله به سوى بدر در تُرْبان بين ملل و السّياله و با پيامبر صلى الله عليه و آله هم به سوى بدر نرفته است ؛ در حالى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در مدينه از قافلهء ابوسفيان و اين‌كه از آنجا به صوب آن حركت كرده ، مطلّع شده بود ؟ بيهقى هم در « دلائل النّبوه » در اشاراتى به قول واقدى رضا نداشته است و ابن‌قيّم جوزى در « زاد المعاد » تنها به ذكر : « بلغ رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - خبر العير المقبلة من الشام . . . » . « 1 » بسنده كرده و از مأموريّت طلحه حرفى به ميان نياورده است « 2 » و ابن‌كثير در « السيرة النّبويه » به گفتهء واقدى استناد كرده است . « 3 » همچنين حلبى در « السيرة النّبويه » تنها گفته است : « فلمّا سمع . . . » . و مسألهء تحسّس طلحه را بىآن‌كه سند آن را بيان كند ، با ابهام اشاره كرده است . « 4 » اين اسناد براى قبول اين‌كه طلحه در طول ماه‌هاى مزبور ، به تجارت شام رفته بوده است ، كافى به نظر مىرسد ؛ ولى اين‌كه مستقيماً از طرف پيامبر براى كسب خبر از كاروان قريش ، عازم آن مناطق شده باشد ، قانع‌كننده نيست . ابن‌اثير نيز در كتابش به اين بن‌بست رسيده ، كه گفته است : « كان في الشام تاجراً . . . » . « 5 » و ابراز عقيده مىكند كه از آنجا كه طلحه ، سهم خود را از غنايم بدر طلب كرده ، پس : « أرسله رسول اللَّه إلى طريق الشام يتجسّسان الأخبار » . ابن‌اثير با نتيجه‌گيرى شخصى خود ، اين قول را « اصحِّ » اقوال دانسته است كه دقيقاً همان ابهام در خصوص اين

--> ( 1 ) . « خبر كاروانى كه از شام مىآمد ، به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله رسيد . » ( 2 ) . نك : زادالمعاد ، ج 2 ، ص 85 ، چاپ دارالفكر ، 1973 ( 3 ) . السيرة النّبويه ، ج 2 ، ص 381 ، چاپ دارالمعرفه ، 1976 م ( 4 ) . همان ، ج 2 ، صفحات 375 و 381 ، چاپ دارالمعرفه ، چاپ 1975 م . ( 5 ) . « اسد الغابه » ، ج 3 ، ص 86 ، چاپ الشعب .