محمد باقر النجفي
46
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )
توافقهاى تاريخى عرب قلمداد كردند و قتل حضرمى را كه اوّلين فرد از قريش بود كه توسّط عدّهاى از مسلمانان به قتل رسيد ، وسيلهاى براى محكومكردن آيين جديد نمودند ؛ در حالى كه نه پيامبر صلى الله عليه و آله در وقوع حادثه نقشى داشت و نه با آن موافقت ضمنى كرد و نه از مرتكبان آن رضايت داشت . او حتّى مال كاروان را كه در واقع از آنِ دشمنان و آزاردهندگان جدّى مسلمانان بود ( كسانى كه هزاران بار مسلمانان را شكنجه داده بودند ) توقيف كرد تا آن را به صاحبانش بازگرداند و اسراى آنها را آزاد نمود و بنا به همان مستندات تاريخى ، طبق سنن طوايف عرب آمادهء پرداخت خونبها بود . بيهقى با اين احساس مشترك مسلمانان و در رأس آنها محمّد صلى الله عليه و آله همصدا شده ، نظر عروة بن زبير را به ياد مىآورد كه در بارهء اين خطا گفته بود : « كسانى كه شيفتهء خواستههاى دنيايى شده بودند ، به ابنحضرمى حمله بردند و او را كشتند و [ اموال ] كاروان را به غنيمت گرفتند . » حقير فكر مىكند در كاوشهاى بيطرفانه ، نبايست شخصيّت والاى صحابى پيامبر صلى الله عليه و آله كه بعدها به مقام رفيعى مىرسند ، پردهاى بر تحليل زندگى اوّليّهء آنها در مسير تجربههاى ايمان و معنويّت بيندازد . به هر تقدير ، قريشيان سعى كردند كه مسؤوليّت تمام اين كارها را به دوش پيامبر صلى الله عليه و آله انداخته و او را - كه نه فرماندهء چنين كارى بود و نه آيينش قتل را روا مىداشت و خود طبق شيوهاى كه داشت ، از چنين خصومتها و قتلها و تصاحب غنايم دشمن بيزارى مىجست ، مسؤول واقعه قلمداد كنند و كينههاى ديرينهء خود را زير پوشش اين خطا كه از جانب عدّهاى از تازه مسلمانان صورت گرفته بود ، آشكار كنند و با تحريك عصبيّتها ، امكان اعادهء حيثيّت نظام بتپرستى و اخلاق حيوانى را فراهم سازند و جنايتها و آزار و ايذاءها و توقيفِ به ناحقِ اموال مسلمانان و جلوگيرى خشونتآميز از انجام مراسم دينى را زير « اشكهاى تأسّف خود از قتال و غارت » كه خود شيفتهء آن بودند ، پنهان سازند و مجموعهء اين جوسازىها را به رخ قبايل عرب كشانند . بيهقى در حديث عروه مىآورد :