محمد باقر النجفي

24

مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )

تفسير و تبليغى است كه به مقتضاى خوى جنگ‌جويان و كشورگشايان ، ذهنيّت تاريخ اسلامى مردم را در هر عصر آشفته كرده است . مشكل ، رهاشدن از راه‌هاى پرسنگلاخ كينه‌ها ، تعصّبات ، ناآگاهىها و عداوت‌هاى فردى و خانوادگى و قومى و سياسى و . . . است ؛ تا با دلى صاف و ذهنى راست ، به وادى مدينهء او برسيم . مشكل ، رهانبودن از اله‌هاى تمدّن سياسى هر عصرى است كه باعث شده صداى الّا اللَّه فرهنگ مدينه را نشنويم . مشكل ، در خود ماست كه با خود ، با كسان و با مردم خود و ملّت‌ها و انسان‌ها در جنگيم كه دفاعِ براى صلح و سازش را نمىشناسيم . پس راهنماى من در اسناد مدينه ، رهايى از تعبيرهايى بود كه زير سايهء حكومت‌هاى محلّى و خلافت‌هاى قومى ، جانشين اسنادِ مدينه شده است . رهايى از انگيزه‌هاى نفى و اثبات ، ولى مشتاق براى قبول هر حقيقتى كه بتوان در وراى تعلّقات شخصى ، دينى يا ملّى ، اسناد تاريخى آن را ارائه داد . رهايى از اتّهام شمشير يا دفاع با شمشير و در جستجوى حقيقتى كه اسناد مدينه ، ما را به مدينهء او نزديك كند ؛ حتّى اگر خوشايند نامسلمانى يا ناخوشايند مسلمانى باشد . هم از آن ، هم از اين رهاشدن ، ولى بر موضع تحقيق‌ماندن ؛ بىآن‌كه تاريخ حيات پيامبر صلى الله عليه و آله را با كلّ تاريخ جوامع مسلمان بياميزيم ؛ بىآن‌كه مدينهء عصر پيامبر صلى الله عليه و آله را با مدينهء عصر خلفا و امرا و واليان و سلاطين و ملوك دَرهم كنيم ؛ بىآن‌كه اسناد تاريخى حيات پيامبر صلى الله عليه و آله را با صدها مكتب و آراء فلسفى و عرفانى و فقهى و كلامى مخلوط كنيم ؛ بىآن‌كه بخواهيم به مدينهء او ، تاريخ بغداد و رى و شام و اسلامبول و قاهره و رباط و رياض را تحميل كنيم . نه به قضاوت‌هاى خاورشناسان دل‌دادن يا رنجيده‌شدن و نه به دفاع اسلام‌شناسان بىحرمتىكردن يا بيش از حدِّ پژوهش ارج نهادن ، شيوهء ماست . نمىدانم با اين رهايىها حيات پيامبر صلى الله عليه و آله را جستجو كردم ؛ يا در لحظه‌اى با مدينه‌اش بودم كه به اين رهايىها رسيدم . نمىدانم ! همى دانم كه با هر كلمه از اين كتاب ، بر خاك رهش بوسه زدم ؛ تا بويى از خاك مدينه را به درون كتاب‌ها كشانم ؛ تا كتاب‌ها را بر حقيقتِ رهش اندازم .