محمد باقر النجفي

18

مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )

پس از نيل به اين نتيجه ، باز هم انتقادى در ذهنم ايجاد شد . به خود گفتم : اگر چه حرب و غزا در قرآن نيست ، ولى جهد و جهاد وجود دارد و به هر حال قرآن ، مسلمانان را به قتال ترغيب و تشويق كرده است . قرآن را گشودم تا ببينم آيا اعتراضم درست است ؟ به مطالعهء قرآن نشستم و با تمامى آيه‌ها كه در آن واژهء قتل به‌كار رفته است ، آشنا شدم . از اين واژه به 71 صورت و در حدود 170 آيه ياد شده است ؛ براى مثال مشتقّاتى چون يقاتل ، قاتلوهم و . . . كثرت استعمال كلمهء قتل و هم‌خانواده‌هاى آن ، از طرفى موجب شده كه محقّقان غيرمسلمان به هراس افتند و ايجاد شبهه كنند . به زورمندان و حاكمان تاريخ هم در جوامع مسلمان ، شوق و توان داده است . هر محقّقى در نظر نخست ، برق شمشير و سمّ ستوران را زير نور اين واژه‌ها مىبيند . در اين حال من به خود گفتم : اگر اين استنباط از قرآن صحيح است ، كجا پيامبر و اصحابش ، نشستند و تصميم گرفتند و برخاستند و تاختند ؟ هر چه در تاريخ حيات پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وجود دارد ، اين است كه نشسته‌اند و تصميم گرفته‌اند ؛ ولى به سوى او و اصحابش تاخته و تازيده‌اند . به بازنگرى در مستندات تاريخى و سيره پرداختم . هر آيه‌اى كه در آن به قتل و قتال اشاره شده است ، با تاريخ و مدلول‌هاى تاريخى آن محك زدم . چون به طبقه‌بندى بر حسب موضوع و زمان و مكان پرداختم ، يافتم كه اوّلًا بيشترينِ اين آيات ، ربطى به وقايع حيات تاريخى پيامبر صلى الله عليه و آله ندارد و مربوط به عبرت‌هاى تاريخى است . تعدادى ديگر تأكيدهايى مبنى بر مذمّت قتل و هدايت انسان‌ها و جوامع است ؛ تا مرتكب قتل نشوند . همهء اين آيه‌ها حول اصل عظيم مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً « 1 » قرار دارند . چند آيه هم ، به هدايت پيامبر صلى الله عليه و آله و اصحابش مىپردازد و آنان را توجيه مىكند كه مسلمانانى كه مظلومانه و صرفاً به خاطر ايمان الهى و اعتقادات معنوى اسلام ، به دست قريشىهاى متعصّب به قتل رسيده‌اند ، نزد خداوند رحمان ،

--> ( 1 ) . مائده : 32