محمد باقر النجفي

111

مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )

چه بد خويشاوندى براى پيامبر خود بوديد ! شما مرا تكذيب كرديد ؛ در حالى كه مردم مرا تصديق كردند . شما مرا بيرون رانديد ؛ در حالى كه مردم پناهم دادند و شما با من جنگ كرديد در حالى كه مردم ياريم دادند . . . » اين حديث را ابن‌اسحاق به نقل از يزيد بن رومان و او از عروه به روايت از عايشه آورده است . « 1 » در اين سند ، خطاب پيامبر به عنوان « يا أهل القليب » و با توجّه به عبارت « لمّا أمر رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - بالقتلى أن يطرحوا في القليب طرحوا فيه . . . » . نبايست در خصوص كيفيّت دفن مردگان بدر ، ترديدى ديگر به خود راه دهيم ؛ خاصه آن‌كه ابن‌كثير ، ذيل « ذكر طرح رؤس الفكر في بئر يوم بدر » نه‌تنها صريحاً به مستندات ابن‌اسحاق استناد كرده ، بل قول بخارى را از طريق قتاده از انس از ابوطلحه ، و امام احمد آن را از انس و امام مسلم آن را از طريق حماد بن سلمه نيز آورده است . « 2 » 2 - / 4 / پ : اسيران بدر « كينه‌توزى و احساس انتقام » اوصافى است كه گاه در اثر احساس خطر جدّى و زمانى در حالت تفوّق و پيروزى بر خصم ، ظاهر مىشود . البتّه مسلمانان در وقت احساس خطرِ نابودى ، در سايهء هدايت و تعاليم محمّد صلى الله عليه و آله ، با روند وقايع ، كينه‌توزانه برخورد نكردند ؛ ولى بعضى از آنها پس از استيلا بر سران قريش در جنگ بدر ، چون مردمى ستمديده و زجركشيده بودند ، روى به خوى سنن عرب آورده ، مطابق خُلقيّات حاكم بر نظام قبيله ، خواستار كشتار اسراى دشمن شدند . « در اختيارداشتن اسرا » پديدهء جديدى بود ؛ زيرا تا آن هنگام مسلمانان ، اسيرى در دست نداشتند كه بدانند با آن ، چه بايد كرد ؟ لذا برخورد محمّد صلى الله عليه و آله با چنين مسأله‌اى ، مسبوق به سابقه نبوده است . از اين رو محمّد صلى الله عليه و آله به مشورت پرداخت كه با اسرا چه بايد كرد ؟

--> ( 1 ) . « السيرة النّبويه » ، ج 2 ، ص 292 ( 2 ) . همچنين نك : ابن‌كثير ، « السيرة النّبويه » ، ج 2 ، صص 451 - 449