محمد باقر النجفي
94
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )
مدينه به حفظ خانه و عشق وافر آنان به حفاظت از آثار زندگانى حضرت محمد صلى الله عليه و آله ، مانع از اين كار بود . محمدبن عمر واقدى گفتهء ابو ايّوب عطاء خراسانى را كه ابنمعين و الدار قطنى او را از ثقات دانستهاند ، در كتاب خود ثبت كرده است كه : « من حجرههاى خانهء محمد را ديده بودم و وقتى كه دستورالعمل وليدبن عبدالمك را براى مردم مدينه خواندند ، حضور داشتم . مردم گريهها كردند و هرگز روزى را به مانند آن روز ، از شيون و نالهء مردم نديده بودم . » « 1 » سعيدبن مسيّببن حَزْن كه از علماى اثبات و فقهاى كبار و از تابعينى بود كه به گفتهء ابنمدينى « لا أعلم في التّابعين أوسع علماً منه » ، در باب ويرانسازى بناى خانه ، به عطاء خراسانى مىگويد : « چه خرسند بودم اگر خانههاى رسول را به همان وضعيّت بنايى خود باقى مىگذاشتند تا مردم جهان و اهل مدينه به آنها مىنگريستند كه چگونه پيامبر خدا زندگى ساده و بىآلايشى داشت و به آن همه سادگى قناعت مىورزيد . اين نشانى عبرتآميز براى مردم بود تا اين سان به اسراف در مال دنيا مبادرت نورزند . » « 2 » بىشك با چنين زمينهء اعتقادى در افكار عمومى ، عمربن عبدالعزيز با مشكلاتى در تخريب خانهها و تجديد بناى مسجد روبهرو مىشد و به همين منظور ، نيازمند خشونت بود . وليدبن عبدالملك به اتّكاى قدرت خلافت ، ضمن فرمان مذكور ، اختيار اعمال قدرت را به والى مدينه داده بود . نورالدّين سمهودى در « وفاء الوفا بأخبار دارالمصطفى » به روايت رزين اشاره مىكند كه گفت : « وقتى وليدبن عبدالملك به خلافت رسيد و عمربن عبدالعزيز را از جانب خود به
--> ( 1 ) . در بارهء عطاء نك : كتاب « تهذيب التهذيب » ، ابنحجر عسقلانى ، ج 7 ، ص 212 ( 2 ) . در بارهء سعيد بن مُسيب نك : « تقريب التهذيب » ، ج 1 ، ص 305