محمد باقر النجفي
86
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )
وجه به فروش يا واگذارى آن رضا نداد ، داود در دل خود قصد كرد تا براى تحقّق نقشهء عبادتگاه به زور ، خانه را از مالكش بستاند . چون اين رغبت و اراده در دل و انديشهء داود خطور كرد ، خداوند به داود وحى فرستاد كه مىخواهى مال غصبشدهاى را در عبادتگاهى كه به نام خدا بر پا مىشود ، قرار دهى ؟ ! مورد عقوبت من قرار گرفتى و اين افتخار را از تو گرفتم ؛ زيرا فاقد شايستگى تأسيس چنين بنايى هستى . » يا به روايت ابوالزناد - كه مورد تأييد امام حربى در « المناسك و اماكن طرق الحج و معالم الجزيره » ( ص 362 ) قرار گرفته است - توسّل جست كه : « فأوحى اللَّه إليه أنّ بيتي أحقّ البيوت بأن لا يجعل فيه شيء من الظلم » . « 1 » پس داود شرمنده در درگاه ربوبى ، دست به دعا برداشت و از خداوند خواست كه اين توفيق را از فرزندان من مگيرد ! و خداوند آن را به سليمان نبى محوّل كرد . چون بيان حديث از لسان ابىّ بن كعب يا حذيفه پايان گرفت ، خليفهء دوم از عمل خود شرمنده شد و عبّاس بن عبدالمطّلب گفت : « اكنون كه حكم خدا روشن شد ، خانهام را به مسلمانان مىبخشم ؛ نه به تو ، اى خليفه ! » او دعا كرد : « اللّهمّ لا آخذ لها ثواباً » ! عدهاى ديگر از مؤلّفان اسلامى گفتهاند : اختلاف بر سر ناودانى بود كه در حدّ فاصل بين ديوار خانهء عبّاس و ديوار مسجد آويزان بود و چون مسير آبريزى آن بر ديوار مسجد لطمه وارد كرده بود ، خليفه ناودان را از جاى بركند و آن را به سويى انداخت . عبّاس از آن واقعه مطّلع شد و گفت : « قسم به خدا كه رسول اللَّه ناودان را به دست خود نصب كرده بود و خليفه حق
--> ( 1 ) . « پس خداوند به وى وحى كرد كه خانهء من به حق شايستهترين خانههاست و چيزى ( نشانهاى ) از ستم در آن جاى نگيرد . »