محمد باقر النجفي
16
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )
پرسش : خواهشمند است قدرى در زمينهء شرح حال شخصى خود توضيح دهيد تا خوانندگان محترم بيشتر با شخصيت جنابعالى آشنا شوند . پاسخ : من يك ايرانى هستم ، جز مشتى قيل و قال ، شرح حالى ندارم . از هر جا كه امكان يافتم فهمى را تحصيل كردم تا قلب خود را راست كنم . در خرمشهر به دنيا آمدم . مدرسه و نوجوانى را در خرمشهر و آبادان و تهران گذراندم . در دانشگاه ، اقتصاد و حسابدارى ، فلسفه و ادب خواندم . مدتها در دروس حكمت و عرفان و تاريخ و ادب ، سرگردان كلاسها و نيمكت ها بودم . در تاريخ مدت ها شاگردى مكتب جامع مرحوم محيط طباطبايى و شيوهء منتقدى مرحوم مينوى كردم . 9 سال فلسفه را با مكتب اتميسم منطقى مرحوم جعفرى و عرفان را با دمادم مستى و قلندرى مرحوم همايى و نورد علامهء طباطبايى در فضاى وحى و صنايع ادبى فرزان و جهاننگرىهاى نصر و حسابى و . . . اندوختم . مدّتها در الأزهر و دارالكتب مصر جوانى را با بازىِ پريدن از آتش لفظ ها و خاك نسخهها تباه كردم و در آخر بىحاصلى خود را با علم قراءات شيخ كبير محمود امين طنطاوى از يكنواختى نيل و غرور عربيّت نيل نجات دادم و گام در وادى كارون نهادم . چون به ايران بازگشتم ، از سرِ غرور و خدمت به فرهنگ و معنويات به تشويق استادان مطهّرى ، جعفرى و مرتضى شبسترى در مركز تحقيقات و مدرّسى و محقّقى پژوهشكدهء علوم ارتباطى و توسعهء ملّى ، خيره و حيران ماندم و چشم به دود شعلهء شومينهء سياست فرهنگى نابينا كردم تا يافتم بايد پنجرهء اين بناهاى عاريتى را به سوى باغ فرهنگ ايران بگشايم ، چشم خود را از عارضهها پاك شويم و تفريح پر غرور مناقشه و جدال را از طبع كودكى خود بزدايم و از اينجا به اين جاى خود بنگرم تا عشق و فكر خود را در عشق و فكر تحصيل كنم . از آن روز گرچه سالهايى مىگذرد ولى به هر روى مىپندارم چند ساعتى نيست كه مشغول تحصيل شدهام تا درس صلح خاموش را بياموزم . سه سال بر اشغال خرمشهر صبر كردم تا به ويرانهء خانه و كاشانهام خرمشهر نگاهى اندازم ، چون در سال 1363 هيچ