محمد باقر النجفي
103
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )
چنين موضوعى شود و شايد به تلافى خراب شدن خانهء پيامبر ، فاطمه ، عمّار ياسر و عبداللَّهبن مسعود . . . در زمان وليد بن عبدالملك و يا چون معتقد بود كه خراب شدن خانهء عثمان نمىتواند مانعى براى توسعهء سمت شرقى مسجد باشد ، پيشنهاد مذكور را ارائه كرده بود . ابوجعفر عبّاسى طبق همان سند روايتى به حسنبن زيد پاسخ داد كه : « إنّي قد عرفت الّذي أردت . فاكفف عن ذكر دار الشيخ عثمانبن عفّان » به هر حال ، ابوجعفر به عملى كردن طرح توسعهء مسجد موفّق نشد و فرارسيدن مرگ مجالى به او نداد تا اينكه در سال 158 ق . مهدى عبّاسى خليفه شد . مهدى در سال 160 ق . براى انجام مناسك حج عازم حجاز شد و به توسعه و ترميم مسجدالنّبى رغبتى وافر نشان داد . « 1 » ابن نجّار مىنويسد : « مهدى عبّاسى » براى عملى كردن طرح توسعهء مسجد ، « جعفربن سليمان بن على بن عبداللَّه بن عبّاس » را نمايندهء مخصوص خود معرّفى كرد و « عبداللَّه بن عاصم بن عمر بن عبدالعزيز » و « عبدالملك بن شبيب غسانى » را زير نظر نماينده ، به عنوان سرپرست و متولّى انجام كارها تعيين نمود . تمام مستندات تاريخى و قول مورّخان بزرگ تاريخ مسلمانان ، در اين واقعيّت كه توسعهء انجامشده از سوى مهدى ، فقط در قسمت شمالى يا شامى مسجدالنّبى بود ، اختلافى با هم ندارند . در روايت ياد شده از ابنزباله و ابنرسته ، طول توسعه را 100 ذراع مىخواند و همين گفته را ابننجّار تأييد كرده است . ابننجّار متوفّاى سال 643 قمرى است ؛ يعنى خود در زمانى زندگى مىكرده كه حدّاكثر توسعهء شمالى بناى مسجد در زمان او ، همان توسعهء مهدى عبّاسى بوده است . با توجه به اينكه طول مسجد از قبله تا شام 200 ذراع بوده ، بنابر اين ، با درنظرگرفتن صد
--> ( 1 ) . محمّدبن جرير طبرى ، « تاريخ الرّسل و الملوك » ، ج 12 ، ص 5100 ، ترجمهء فارسى و ابنرسته ، « الأعلاق النّفيسه » ، ص 72