الشيخ السبحاني

73

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى )

7 دوران جوانى رهبران جامعه بايد بردبار و صابر ، نيرومند و قوى و شجاع و دلاور و نترس و قويدل و داراى روحى بزرگ باشند . مردان بزدل و ترسو ؛ زبون و ضعيف النفس ؛ بىاراده و سست ، چگونه مىتوانند اجتماع را از راه‌هاى پر پيچ و خم عبور دهند ؟ چطور مىتوانند در برابر دشمن مقاومت كنند ، و موجوديت و شخصيت خود را از دستبرد اين و آن حفظ نمايند ؟ عظمت و بزرگى روح زمامدار ، و قدرت و نيروى جسمى و روانى او تأثير عجيبى در پيروان خود دارد . وقتى امير مؤمنان ، يكى از صميمىترين ياران خود را به حكومت مصر انتخاب نمود ؛ نامه‌اى به مردم ستمديدهء كشور مصر ، كه از مظالم حكومت وقت به ستوه آمده بودند ، نوشت . در آن نامه ، فرماندار خود را به دلاورى و شجاعت روحى توصيف نمود . اينك فرازى چند ، از آن نامه كه شرايط واقعى يك زمامدار را بيان مىكند : « . . . يكى از بندگان خدا را به سوى شما فرستادم كه در روزهاى ترس ، به خواب نمىرود و از دشمنان در اوقات بيم و هراس سر باز نمىزند . بر بد كاران از آتشِ سوزان سخت‌تر است و او « مالك بن حارث » از قبيلهء مذحج است . سخن او را بشنويد و امر و فرمان او را اجرا كنيد ؛ زيرا او شمشيرى است از