الشيخ السبحاني
69
فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى )
شدائد ، سختىها ، محروميتها و دربدرىها ، آماده سازد . خداى او خواست طاعتِ كسى بر گردن او نباشد ؛ و از نخستين روزهاى زندگى حرّ و آزاد بار آيد ، و مانند مردان خودساخته موجبات پيشرفت و ترقى و تعالى خود را به دست خويش فراهم سازد ، تا روشن گردد كه نبوغ ، نبوغ بشرى نيست ، و پدر و مادر در سرنوشت او دخالتى نداشتند و عظمت و بزرگى او از منبع وحى سرچشمه گرفته است . مرگ عبد المطّلب حوادث جانگداز جهان ، پيوسته در مسير زندگانى انسان خودنمائى مىكنند . و مانند امواج كوهپيكرِ دريا ، يكى پس از ديگرى سر برداشته و كشتى زندگى او را مورد هدف قرار مىدهند ، و ضربات شكنندهء خود را بر روح و روان آدميزاد وارد مىسازند . هنوز امواجى از اندوه ، در دل پيامبر صلى الله عليه و آله حكومت مىكرد ، كه براى بار سوم ، با مصيبت بزرگترى مواجه گرديد . هنوز هشت بهار بيشتر از عمر او نگذشته بود ، كه سرپرست و جدّ بزرگوار خود ( عبد المطلب ) را از دست داد . مرگ « عبد المطلب » آنچنان روح وى را فشرد كه در روز مرگ او ، تا لب قبر اشك ريخت ، و هيچ گاه او را فراموش نمىكرد . « 1 » سرپرستى ابو طالب دربارهء شخصيت و عظمت ابو طالب سخنانى در بخش مخصوصى « 2 » خواهيم گفت ؛ و اسلام و ايمان او را نسبت به پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله ، با مدارك صحيح اثبات خواهيم نمود ، ولى اكنون مناسب است كه برخى از حوادث مربوط به دوران سرپرستى « ابو طالب » را بيان كنيم .
--> ( 1 ) . يعقوبى در تاريخ خود ج 2 ص 7 - 8 پيرامون سيرهء « عبد المطلب » و اينكه او يك فرد « خداپرست » بود نه بتپرست ، سخن گفته و يادآور شده است كه بسيارى از دستورهاى او در اسلام امضاء شده است . ( 2 ) . حوادث سال دهم بعثت .