الشيخ السبحاني

67

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى )

6 6 بازگشت به آغوش خانواده دايهء مهربان محمد ، پنج سال از وى محافظت كرد ، و در تربيت و پرورش او كوشيد . در طىّ اين مدت زبان عربى فصيح را آموخت ، كه بعدها حضرتش به اين افتخار مىكرد . سپس « حليمه » او را به مكه آورد ، و مدتى نيز آغوش گرم مادر را ديد ، و تحت سرپرستى جدّ بزرگوار خود قرار گرفت ؛ و يگانه مايهء تسلى بازماندگان « عبد اللَّه » ، همان فرزندى بود كه از او به يادگار مانده بود . « 1 » سفرى به « يثرب » و مرگ مادر از روزى كه نوعروس عبد المطلب ( آمنه ) ، شوهر جوان و ارجمند خود را از دست داده بود ؛ پيوسته مترصد فرصت بود كه به « يثرب » برود و آرامگاه شوهر خود را از نزديك زيارت كند ، و در ضمن ، از خويشان خود در يثرب ، ديدارى به عمل آورد . با خود فكر كرد كه فرصت مناسبى به دست آمده ، و فرزند گرامى او بزرگ شده است و مىتواند در اين راه شريك غم او گردد . آنان با « امّ ايمَن » ، بار سفر بستند و راه يثرب را پيش گرفتند و يك ماه تمام در آنجا ماندند . اين سفر براى نوزاد قريش ، با تألمات روحى توأم بود . زيرا براى نخستين بار ديدگان او به

--> ( 1 ) . « سيرهء ابن هشام » ، ج 1 / 167 .