الشيخ السبحاني
122
فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى )
بت فاقد ادراك و شعورند ، گفت : اين دو بت را به ازدواج يكديگر درآور ! زن از سخن ابو ذر ناراحت شد و فرياد كرد : تو « صائبى » هستى ! « 1 » با فرياد زن ، جوانان قريش بر سر ابو ذر ريختند و او را زير ضربات خود قرار دادند . ولى گروهى از قبيلهء « بنى بكر » به يارى او شتافتند و او را از چنگال جوانان قريش نجات دادند . « 2 » قبيلهء غفار مسلمان مىشوند پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله استعداد شاگرد جديد و تازهوارد ، و قدرت خيرهكنندهء او را در مبارزه با باطل به خوبى درك مىكرد . ولى چون هنوز وقت شدّت عمل و مبارزه نرسيده بود ، به او دستور داد به ميان طايفهء خود برگردد و آنان را به سوى اسلام دعوت كند . ابو ذر به سوى قوم و طايفهء خود برگشت و كمكم با آنان پيرامون موضوع قيام پيامبرى كه از جانب خدا برانگيخته شده و مردم را به پرستش خداى يگانه و اخلاق نيك دعوت مىكند ، سخن گفت . ابتدا برادر و مادر ابو ذر اسلام آوردند . بعد ، نصفِ افراد قبيلهء « غفار » مسلمان شدند ، و پس از هجرت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله به شهر « يثرب » ( / مدينه ) ، نصف ديگر نيز اسلام اختيار كردند . قبيلهء « اسلم » نيز به پيروى از « غفار » ، به محضر پيامبر صلى الله عليه و آله شرفياب شده اسلام اختيار كردند . ابو ذر ، پس از جنگ بدر و احد ، در مدينه به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله پيوست و در آن شهر اقامت گزيد . « 3 » دشمنان سرسخت پيامبر صلى الله عليه و آله شناسايى برخى از دشمنان پيشواى بزرگ مسلمانان ، در تحليل برخى از
--> ( 1 ) . بتپرستان مكه كسانى را كه به آيين اسلام وارد مىشدند ، به صائبى بودن متهم مىساختند . ( 2 ) . « طبقات » ابن سعد ، ج 4 / ص 223 . ( 3 ) . « طبقات » ابن سعد ، ج 4 / ص 222 - 221 و 226 - الدرجات الرفيعه / ص 226 - 225 و ص 230 - 229 .