الشيخ السبحاني
116
فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى )
استقامت شخص رسول گرامى صلى الله عليه و آله و ياران و هواداران آن حضرت بود . شما با نمونههائى از صبر و بردبارى پيشواى مسلمانان آشنا شديد ؛ بردبارى و ثبات هواداران او كه در محيط مكه ( مركز حكومت شرك و بتپرستى ) به سر مىبردند نيز جالب توجه است ؛ فداكارى و پايدارى آنان را در فصول وقايع پس از هجرت خواهيد شنيد . اكنون به تحليل زندگى طاقتفرساى چند فداكارِ ديرينه كه در محيط بىپناه « مكه » زندگى مىنمودند ، و يا پس از شكنجه ديدن ، مكه را به عنوان تبليغ ترك گفتهاند ، مىپردازيم : 1 - بلال حبشى پدر و مادر وى از كسانى بودند كه از « حبشه » ، به حالت اسارت وارد جزيرة العرب شده بودند . « بلال » كه بعدها مؤذن رسول گرامى صلى الله عليه و آله شد غلام « اميَّة بن خلف » بود . « اميه » ، از دشمنان سرسخت پيشواى بزرگ مسلمانان بود ، چون عشيرهء رسول خدا دفاع از حضرت را بر عهده گرفته بودند ؛ وى براى انتقام ، غلام تازه مسلمان خود را در ملاء عام شكنجه مىداد ، و او را در گرمترين روزها با بدن برهنه روى ريگهاى داغ مىخوابانيد ، و سنگ بسيار بزرگ و داغى را روى سينهء او مىنهاد و او را به جملهء زير مخاطب مىساخت : « دست از تو برنمىدارم تا اينكه به همين حالت جان بسپارى ، و يا از اعتقاد به خداى محمد برگردى و « لات » و « عزّى » را پرستش كنى » . « 1 » ولى بلال در برابر آن همه شكنجه ، گفتار او را با دو كلمه كه روشنگر پايهء استقامت او بود پاسخ مىداد ، و مىگفت : أحد أحد يعنى : خدا يكى است ! و هرگز به آيين شرك و بتپرستى برنمىگردم گردم . استقامتِ اين غلام سياه كه در دستِ سنگدلى اسير بود ، مورد اعجاب ديگران واقع گشت . حتى « ورقة بن نوفل » ، بر وضع رقتبار او گريست و به « اميه » گفت : به خدا سوگند هرگاه او را با اين وضع بكشيد ، من قبر او را زيارتگاه خواهم ساخت . « 2 »
--> ( 1 ) . لا تَزالُ هكَذا حَتى تَمُوتَ او تكفُرَ بِمُحمد و تَعبُدَ اللّاتَ و العُزى . ( 2 ) . « سيرهء ابن هشام » ، ج 1 / 318 .