الشيخ السبحاني

105

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى )

11 دعوت عمومى سه سال از آغاز بعثت گذشته بود ، كه پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله پس از دعوت خويشاوندان دست به دعوت عمومى زد . وى در مدتِ سه سال با تماس‌هاى خصوصى ، گروهى را به آيين اسلام هدايت كرده بود ، ولى اين بار با صداى رسا ، عموم مردم را به آيين يكتاپرستى دعوت نمود . روزى در كنار كوه « صفا » روى سنگ بلندى قرار گرفت ، و با صدايى بلند گفت : يا صباحاه ( عرب اين كلمه را به جاى زنگ خطر به كار مىبرد و گزارش‌هاى وحشت‌آميز را نوعاً با اين كلمه آغاز مىكند ) . نداى پيامبر صلى الله عليه و آله جلب توجه كرد ، گروهى از قبائل مختلف قريش به حضور وى شتافتند ؛ سپس پيامبر صلى الله عليه و آله رو به جمعيت كرد و گفت : اى مردم هرگاه من به شما گزارش دهم كه پشت اين كوه ( صفا ) دشمنان شما موضع گرفته‌اند ، و قصد جان و مال شما را دارند ، آيا مرا تصديق مىكنيد ؟ همگى گفتند : آرى ، زيرا ما در طول زندگى از تو دروغى نشنيده‌ايم . سپس گفت : اى گروه قريش ، خود را از آتش نجات دهيد من براى شما در پيشگاه خدا ، نمىتوانم كارى انجام دهم ، من شما را از عذاب دردناك مىترسانم . سپس افزود : موقعيت من همان موقعيت ديدبانى است كه دشمن را از نقطهء دورى مىبيند ، فوراً براى نجات قوم خود ، به سوى آنها شتافته و با شعار