احمد خامه يار

43

قنبر غلام على ( ع ) ( فارسى )

آن يارانى كه آن حضرت ( ع ) ، شهادتشان را پيش‌گويى كرده بود . « 1 » اما در ساير منابع ، روايتى در اين‌باره ، به چشم نمىخورد . مهم‌ترين منبع ما براى آگاهى از چگونگى شهادت قنبر ، كتاب « ارشاد » شيخ مفيد است كه داستان شهادت وى را به نقل از سيره‌نويسان ، به شرح زير ، روايت كرده است : روزى حجاج بن يوسف ثقفى گفت : « دوست دارم مردى از ياران ابوتراب را بكشم تا با [ ريختن ] خون وى ، به خدا تقرّب جويم » . به او گفتند : « ما كسى را نمىشناسيم كه از غلامش قنبر ، همراهى بيشترى با ابوتراب داشته باشد » . پس حجّاج در پى او فرستاد و او را آوردند . به او گفت : « تو قنبرى ؟ » گفت : « آرى » . گفت : « ابوهَمدان ؟ » گفت : « آرى » . گفت : « على بن ابىطالب ، مولاى توست ؟ » گفت : « مولاى من ، خداوند است و اميرمؤمنان على ، ولى نعمت من است » . گفت : « از دين او بيزارى بجوى » . گفت : « اگر از دين او بيزارى بجويم ، مرا به دينى بهتر از آن ، راهنمايى مىكنى ؟ » گفت : « من تو را مىكشم . پس هرگونه كه دوست دارى ، مرگ خود را انتخاب كن » . گفت : « آن را به تو وانهادم » . گفت : « چرا ؟ » گفت : « چون هرگونه مرا بكشى ، همان‌گونه تو را مىكشند و اميرمؤمنان ( ع ) به من خبر داد كه سرم ، بُريده مىشود و مرگ من ، از

--> ( 1 ) . مناقب آل ابىطالب ، ج 2 ، ص 306 .