محمد بن أحمد الفاسي المكي ( مترجم : محمد مقدس )
69
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى )
نخستين كسى كه انساء كرده ، چنين نقل مىكند : وقتى نمىخواستند ماه غير حرامى را حرام كنند ، روز اول ماه در محوطهاى در مكه گرد مىآمدند و فرد موردنظر مىگفت : اى مردم ، حرمتهاى خود را حلال نكنيد و شعائر خويش گرامى داريد كه گفتهء من مورد پذيرش است و مورد سرزنش نيستم . در اين صورت ماه محرم در آن سال حرام تلقى مىشود . در زمان جاهليت ماه محرم را « صفر الأول » و ماه صفر را صفر الآخر ناميدند و آن دو را صفران مىگفتند . پس از آن دو ، ماه ربيع و دو جمادى و رجب و شعبان و رمضان و شوال و ذوالقعده و ذوالحجه پى در پى مىآمد . مسأله انساء نيز يك سال در ميان صورت مىگرفت و در سالهاى موردنظر ماههاى حرام را حلال و ماههاى حلال را حرام مىكردند و اين كار از افكار شيطانى ريشه مىگرفت و خوشايند آنان بود . در آن سالى كه قرار بود انساء صورت گيرد ، فرد مزبور در كنار كعبه به پا مىايستاد و به مردمى كه روز اولِ آن ماه و سال گرد مىآمدند ، مىگفت : اى مردم ، من ماه صفر الأول ؛ يعنى محرم را انساء مىكنم ، بنا بر اين آن محرم را از قلم مىانداختند و ناديده مىگرفتند و از ماه صفر شروع مىكردند و به ماه صفر و ربيع [ الأول ] ، صفران و به ربيع الاخر و جمادى الأول دو ربيع و به ماههاى جمادى الآخر و رجب دو جمادى مىگفتند و شعبان را رجب و رمضان را شعبان و شوال را رمضان و ذىقعده را شوال و ذىحجه را ذىقعده مىخواندند و به صفرالأول يعنى ماه محرم كه حرمتش در آن سال به تأخير افتاده بود ، ذىحجه مىگفتند . و در آن سال در محرم به حج مىرفتند و از اين سال آن ماهى كه حرمتش به تأخير مىافتاد [ و انساء مىشد ] از قلم مىافتاد . پس از آن و در سال بعد در كنار كعبه به پا مىايستاد و مىگفت : اى مردم ، [ ماههاى ] حرام خود را حلال نكنيد و شعائر خويش را گرامى بداريد ، گفتهء من مورد پذيرش است و كسى سرزنشم نمىكند . پروردگارا ! من خون حلال كنندگان ؛ يعنى قبيلهء طى و خثعم را در ماههاى حرام حلال كردهام و از اين جهت خون اينان حلال شد كه از ميان عرب ، اينان بودند كه در ماههاى حرام به مردم تجاوز مىكردند و به غارت و حمله مىپرداختند و از ايشان خونخواهى مىكردند و در