محمد بن أحمد الفاسي المكي ( مترجم : محمد مقدس )
65
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى )
مردم بودند . در ادامه فاكهى به نقل از حسن بن عثمان ، از واقدى ، از ربيعة بن عثمان مىگويد : از زهرى پرسيدم : آيا در زمان جاهليت اجازهء مردم در حج از عرفه يا جمع در جمرهء عقبه برعهدهء كسى از اهل يمن بوده است ؟ پاسخ داد : خير ، چنين نبوده و حتى كودكان هم مىدانند كه اين مقام در اختيار مضرىها بوده است . واقدى گويد : از عبداللَّه بن جعفر زهرى پرسيدم : آيا شنيدهاى كه اجازهدارى حج مردم در يكى از مشاعر ، به عهدهء شخصى از كنانه باشد ؟ پاسخ داد : خير . بنا بر اين نقل ، اجازهدارى صوفه در ميان مردم براى حج ، در زمان ولايت خزاعه بر مكه آغاز شده ، حال آن كه بنا بر آن چه در يكى از دو روايت ازرقى « 1 » دربارهء صوفه بيان شده و نيز بنا بر آن چه ابناسحاق و ديگران نقل كردهاند ، مشهور آن است كه اين امر در زمان جرهمىها آغاز شده است . همچنين از اين خبر معلوم مىشود گويندهء شعر : لا هُمّ إنّي تابع تَباعَه * إن كانَ إثمٌ فعلى قُضاعة مادر غوث است ، حال آن كه چنان كه پيشتر آمد ، گويندهء آن خود غوث مىباشد . ديگر اين كه از خبر پيش گفته چنين بر مىآيد كه اجازهدارى مردم در حج ، و پس از انقراض صوفه ، به خاندان عدوان رسيد كه جاى تأمل دارد . از جمله دلايل نادرستى اين مطلب ، سخنى است كه فاكهى از واقدى نقل كرده است . واقدى مىگويد : از ربيعة بن عثمان تيمى و عبداللَّه بن جعفر ، در بارهء آخرين مشركانى كه مردم را در عرفه و مزدلفه و منا اجازهدارى مىكردند ، پرسيدم ، پاسخ داد : آخرين ايشان كرب بود . و عبداللَّه بن جعفر مىگويد : او ( كرب ) سال هشتم اين مقام را برعهده داشت و أنسأ ابوثمامه در منا اجازهدار بود . كرب كه در اين جا به نام وى اشاره شده ، بنا به گفتهء ابناسحاق در سيرهء خود ، كرب ابن صفوان است و از خاندان صفوان بن حارث مىباشد و گفته مىشود ابنحُباب بن
--> ( 1 ) . اخبار مكه 1 / 186 .